تبلیغات
مجاهد

معایب چند همسری

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را ...ادامه مطلب

اصول تربیت اسلامی

تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در ...ادامه مطلب

بسط تفكر اسلامى

شهیدمطهرى كه پرورده فكرى و همراه استادش علامه طباطبایى است، بسیارى از مباحث فلسفى علاّمه را در حوزه هاى اخلاق ...ادامه مطلب

نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی

شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت آخر ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت سوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت دوم ) شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت اول )

طلاق‏های ناجوانمردانه علاوه بر انحلال كانون مقدس‏ خانوادگی اشكالات خاصی برای شخص زن بوجود می‏آورد كه نباید آنها را نادیده گرفت . زنی سالها با صمیمیت در خانه مردی زندگی میكند و چون میان او و خودش دوگانگی قائل نیست و آن‏ خانه را خانه خود و لانه خود میداند منتهای خدمت و مجاهدت را برای سر و سامان دادن به آن خانه بكار میبرد . غالبا زنها ( به استثنای زنان باصطلاح‏ طبقات متجدد شهری " كار خدمت و زحمت و صرفه‏جوئی در خوراك و لباس و هزینه خانه را بجائی میرسانند كه خود مردان را ناراضی میكنند ، از آوردن‏ خدمتكار بخاطر اینكه در هزینه زندگی صرفه‏جوئی شود مضایقه مینمایند . نیرو و جوانی و سلامت خود را فدای خانه ولانه و آشیانه و در واقع فدای شوهر میكنند . اكنون فرض كنید شوهر چنین زنی پس از سالها زندگی مشترك ، هوس زن نو و طلاق همسر كهنه بسرش میزند و میخواهد زن نو را به لانه و آشیانه زن اول كه به قیمت عمر و جوانی و سلامت و آرزوهای بر باد رفته او تمام شده بیاورد . میخواهد با محصول دسترنج زن اول با زن دیگر عیاشی و هوسرانی كند ، تكلیف این كار چیست ؟
اینجا دیگر تنها مسئله بهم خوردن كانون خانوادگی و گسیخته شدن رابطه‏ زوجیت مطرح نیست كه گفته شود ناجوانمردی شوهر مرگ ازدواج است و تحمیل‏ زن بمرد ناجوانمرد دون شأن و مقام طبیعی زن است .
مسئله دیگری مطرح است : مسئله آواره و بی آشیانه شدن ، مسئله تحویل‏ دادن آشیانه خود ساخته را برقیب ، مسئله هدر رفتن رنجها و كارها و زحمتها و خدمتها مطرح است .
شوهر و كانون خانوادگی و خاموش شدن شعله حیات خانوادگی به جهنم ، هر انسانی لانه و آشیانه‏ای می‏خواهد و به لانه و آشیانه‏ای كه به دست خود برای‏ خود ساخته است علاقه‏مند است . اگر مرغی را از خانه و لانه‏ای كه برای خود ساخته است بیرون كنند از خود دفاع میكند ، آیا زن حق ندارد از لانه و آشیانه خود دفاع كند ؟ آیا این كار از طرف مرد ظلم واضح نیست ؟ اسلام از این نظر چه فكری كرده است ؟
بعقیده ما این مشكله كاملا قابل توجه است . غالب ناراحتی‏هائی كه‏ بواسطه طلاق‏های ناجوانمردانه صورت میگیرد از این ناحیه است . در اینگونه‏ موارد است كه طلاق تنها فسخ زوجیت نیست ، ورشكستگی و نابودی زن است .
اما همانطوری كه در متن پرسش اشاره شد ، مسئله خانه و آشیانه با مسئله‏ طلاق دو تاست ، این دو را از یكدیگر باید تفكیك كرد . از نظر اسلام و مقررات اسلامی این مشكل حل شده است . این مشكل از جهل بمقررات اسلامی و از سوء استفاده مردان از حسن نیت و وفاداری زنان بوجود آمده است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


این مشكل از آنجا پیدا شده كه غالبا مردان و زنان گمان میكنند كار و خدمتی كه زن در خانه مرد میكند و محصولی كه از آن كارها پدید می‏آید به‏ مرد تعلق دارد ، بلكه گمان می‏كنند مرد حق دارد كه به زن مانند یك برده‏ یا مزدور فرمان دهد و بر زن واجب است كه فرمان او را در این مسائل‏ بپذیرد . در صورتی كه مكرر گفته‏ایم كه زن از نظر كار و فعالیت آزادی‏ كامل دارد و هر كاری كه می‏كند بشخص خود او تعلق دارد و مرد حق ندارد بصورت یك كارفرما در مقابل زن ظاهر شود . اسلام با استقلال اقتصادی كه به‏ زن داده و به علاوه هزینه زندگی او و فرزندانش را بعهده مرد گذاشته است‏ به او فرصت كافی و كامل داده كه خود را از نظر مال و ثروت و امكانات یك زندگی آبرومندانه از مرد مستغنی نماید بطوری كه طلاق و جدائی از این نظر برای او نگرانی به وجود نیاورد ، زن‏ تمام چیزهائی كه خود برای لانه و آشیانه خود فراهم آورده باید متعلق بخود بداند و مرد حق ندارد آنها را از او بگیرد . اینگونه نگرانیها در رژیمهائی وجود دارد كه زن را مجبور به كار كردن در خانه شوهر میدانند و محصول كار او را هم متعلق به شوهر میدانند نه بخود او . نگرانیهائی هم كه‏ در میان مردم ما وجود دارد غالبا ناشی از جهالت و بی خبری از قانون‏ اسلامی است .
علت دیگر این ناراحتی‏ها سوء استفاده مرد از وفاداری زن است ، برخی از زنان نه بخاطر بی خبری از قانون اسلام بلكه بخاطر اعتماد بشوهران در خانه‏ آنها فداكاری می‏كنند . دلشان می‏خواهد حساب من و تو در كار نباشد . سخن‏ مال من و تو در میان نباشد . از اینرو در فكر خود و در فكر استفاده از فرصتی كه اسلام به آنها داده است نمی‏افتند . یك وقت چشم باز می‏كنند كه‏ می‏بینند عمر خود را در فداكاری برای یك عنصر بی وفا صرف كرده‏اند و فرصتهای كافی كه اسلام به آنها داده است از كف داده‏اند .

اینگونه زنان از اول باید توجه داشته باشند كه " چه خوش بی مهربانی‏ از دو سر بی " اگر بناست زن از حق شرعی خود در اندوختن مال و ثروت و تشكیل لانه و آشیانه بنام خود صرف نظر كند و نیروی كار خود را هدیه مرد نماید . مرد هم در عوض به حكم " « و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها »" باید به همان اندازه یا بیشتر بعنوان هدیه و بخشش نثار زن‏ نماید ، در میان مردان با وفا همیشه معمول بوده و هست كه در عوض فداكاریها و خدمات‏ صادقانه زن ، اشیاء گرانبها و خانه و یا مستغل دیگری به زن خود هدیه‏ كرده‏اند .
بهر حال مقصود اینست كه مشكله بی آشیانه شدن زن بقانون طلاق مربوط نیست . تغییر قانون طلاق آنرا اصلاح نمی‏كند . این مشكله بمسئله استقلال و عدم استقلال اقتصادی زن مربوط است و اسلام آنرا حل كرده است . این مشكله‏ در میان ما از بی خبری گروهی از زنان از تعالیم اسلامی ، و غفلت و ساده‏ دلی گروهی دیگر ناشی میشود . زنان اگر به فرصتی كه اسلام در این زمینه به‏ آنها داده است آگاه شوند و در فداكاری و گذشت در راه شوهر ساده دلی‏ نشان ندهند این مشكل خود بخود حل شده است .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام



دیدگاه ها : نظرات

ممكن است گفته شود كه اصول و مبانی اخلاق اسلامی یعنی چه؟ اخلاق مطلقاً اصول و مبانی مشخص و معینی دارد. باید ببینیم اسلام مثلاً چقدر مردم را به اخلاق دعوت كرده است. اخلاق یا حسنه است یا رذیله و هر دو مشخص و معین است و معلوم است كه چه چیز حسنه است و چه چیز رذیله. باید ببینیم اسلام چقدر اهتمام داشته به اخلاق حسنه و چقدر با اخلاق رذیله مخالفت نشان داده است. ولی این گفته اشتباه است؛ هیچ فنی به اندازه ی اخلاق از لحاظ اصول و مبانی نامشخص نیست و مكتبها و روشهای مختلف نمی پذیرد. هرچند اقتصاد و سیاست تا حدی این طور است، مطلق فنون عملی این طور است ولی هیچ كدام به اندازه ی اخلاق تنوع پذیر نیست.

یك جامع مشترك میان همه هست كه به آن جهت به همه ی آنها روش اخلاقی گفته می شود و آن پیشنهاد بهترین و لازمترین راهی [است] كه انسان باید پیش بگیرد.

در ورقه های كرامت نفس گفته ایم كه یك اصل مهم و اساسی كه در آثار اسلام زیاد به چشم می خورد ولی به علت برخورد و تصادم با عقاید افراطی صوفیانه و عدم درك عمق این تعلیم مورد توجه واقع نشده است، توجه به احساس كرامت و بزرگواری نفس است و در بحثهای تربیت اسلامی كه استخراج می شود ثابت كردیم كه ریشه ی آن نوعی معرفة النفس است. این احساس است كه انسان را از كارهای پست بر كنار می دارد:

من كرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته. (نهج البلاغه، حكمت 449)

من هانت علیه نفسه فلا تأمن شرّه. (امام هادی علیه السلام)

جلد یازدهم . ج11، ص: 284

لا دین لمن لا مروّة له و لا مروّة لمن لا عقل له و ان اعظم الناس قدراً الذی لایری الدنیا لنفسه خطراً. (حدیث «عقل و جهل» تحف العقول ص 389) - رجوع شود به دفتر 86، نمره ی 101.

رجوع شود به بحثهای تربیت اسلامی

قدر الرجل علی قدر همته و صدقه علی قدر مروءته و عفته علی قدر غیرته. (نهج البلاغه، حكمت 47)

اكرم نفسك من كل دنیّة و ان ساقتك الی الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضاً و لا تكن عبد غیرك و قد جعلك اللّه حرّاً.

(نهج البلاغه، وصیت به امام حسن)

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

و لا تكن فظّاً غلیظاً یكره الناس قربك و لا تكن واهناً یحقّرك من عرفك. (تحف العقول، ص 304- امام صادق علیه السلام)

اما از آن طرف ابن ابی الحدید در ذیل خطبه ی عالی «ان اللّه تعالی جعل الذكر جلاء للقلوب» شمه ای از اخلاق عارفین نقل می كند كه موجب حسرت است، از آن جمله:

قال ابراهیم بن ادهم: ما سررت قطّ مثل سروری فی ایام ثلثة كنت فی سفینة و فیها رجل مضحك كان یلعب به اهل السفینة و یقول كنا نأخذ البلح من بلاد الترك هكذا و یأخذ بشعر رأسی فبهزّنی فسرّنی ذلك لأنه لم یكن فی تلك السفینة احقر منی فی عینه، و كنت علیلاً فی مسجد فدخل المؤذن و قال اخرج فلم اطبق فأخذ برجلی و جرّنی الی خارج المسجد، و كنت بالشام و علیّ فرو فنظرت الیه فلم امیز بین الشعر و القمل لكثرته.

ولی باید بدانیم اسلام انظلام را حرام می داند، دفاع از مظلوم را ستایش می كند، نظافت را از ایمان می داند.

ایضاً ابن ابی الحدید ج 3، چاپ بیروت، ص 106:

دعا انسان بعض مشاهیر الصوفیة الی ضیافته فلما حضر باب

جلد یازدهم . ج11، ص: 285

داره ردّه و اعتذر الیه ثم فعل به مثل ذلك ثانیة و ثالثة و الصوفی لا یغضب و لا یضجر فمدحه ذلك الانسان و أثنی علیه بحسن الخلق، فقال: انما تمدحنی علی خلق تجد مثله فی الكلب، ان دعوته حضر و ان زجرته انزجر.

ایضاً ج 3، ص 38:

و قال الجنید: لا یكون العارف عارفاً حتی یكون كالارض یطأه البرّ و الفاجر و كالسحاب یظلّ كل شی ء و كالمطر یسقی ما ینبت و ما لا ینبت.

در كتاب زناشویی و اخلاق ص 30 درباره ی تقدس تجرد از نظر كلیسا، برتراند راسل می گوید:

كلیسا با استحمام به مبارزه برخاست زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می راند. كلیسا چرك بدن را تحسین كرد و رایحه ی بدن صورت بوی تقدس به خود گرفت، زیرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد.

شپش مروارید خداوند شناخته شد و این هم از علائم تقدس به شمار رفت. . .


ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات

کتاب آفرینش مبنای حقوق واقعی

«بدیهی است که یگانه مرجع صلاحیت‌دار برای شناسایی حقوق واقعی انسان‌ها کتاب پر ارزش آفرینش است با رجوع به صفحات و سطور این کتاب عظیم حقوق واقعی مشترک انسان‌ها و وضع حقوق زن و مرد در مقابل یکدیگر مشخص می‌گردد» (مطهری، 1378: ج19، ص157).

- «از نظر ما حقوق طبیعی و فطری از آن جا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن‌بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها را در وجود آنها نهفته است، سوق می‌دهد. هر استعداد طبیعی مبنای یک حق طبیعی است و یک سند طبیعی برای آن به شمار می‌آید» (همان، ص158).

با توجه به مبنای «طبیعی» حقوق اسلامی در حوزه زن و مرد اصول ذیل را در آثار استاد شهید مطهری می‌توان استخراج نمود:

اصل «غایت»

از مشاهده هماهنگی‌ها و توافق بین اجزای طبیعت و تناسب بین زن و مرد و مشاهده سیر تکاملی و جهت‌دار طبیعت معلوم می‌شود، طبیعت به نقطه و هدف معینی توجه دارد که به سوی آن رفته و یک تدبیر عام در سراسر جهان و یک اصل تنظیم کننده که حیات کلی و حقیقت هستی است؛ مبدأ این هماهنگی‌ها، توافق‌ها، تناسب‌ها و توجه به هدف و غایت است که به اصل «غایت» معروف است. اصل غایت بر محور حکیم بودن خداوند یا حکمت الهی تفسیر پذیر است و غایات به غایت فعل باری بر می‌گردد و نه غایت ذات الهی. اختلاف و تفاوت‌هایی که مجموعه جهان را به صورت تابلوی کامل و زیبا در آورده و تناسب را در خصوص زن و مرد ایجاد کرده، اختلاف‌های ذاتی است و موقعیت‌ها و پست‌هایی که در آفرینش برای موجودات معین شده بر اساس همین اختلاف‌های ذاتی است که حکمت خلقت اقتضاء کرده است؛ پس غایت‌گرایی بر محور حکمت بالغه الهیه است (ر.ک. مطهری، 1377: ج1، صص195-170). بنابراین آن چه بر طبیعت حاکم است «اصل تکامل» است که در موجودات بی‌جان به گونه‌ایی، در حیوانات به گونه دیگر و در انسان که دارای عقل و اراده‌ است، به نوعی دیگر می­باشد (همان، ج6، صص709-707). پس اصل غایت‌گرایی که بر مبنای حقوق طبیعی استوار است، یعنی:

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

اولاً، طبیعت دارای هدف است (هداف‌داری طبیعت) و خداوند استعدادهایی را در موجودات نهاده که آنها را به سوی غایت خاص خودشان سوق می‌دهد. ثانیاً، انسان دارای یک سلسله حقوق خاص (حقوق انسانی) است. ثالثاً راه شناخت و تشخیص این حقوق رجوع به نظام خلقت است.

اصل «وحدت‌گرایی» یا «حاکمیت»

وحدت بر عالم وجود که در یک جهان‌شناسی عمیق و جهان‌بینی دقیق حاصل شدنی است و انسان بینا و بیدار می‌یابد که جهان یک واحد تجزیه­ناپذیر است که وحدت و اندام‌وارگی بر آن حکومت می‌کند و حذف برخی از اجزاء، مستلزم حذف همه اجزاء و ابقای بعضی، عین ابقای همه اجزاء است، پس جهان تجزیه ناپذیر است و اختلاف و تفاوت‌ها حکایت از کثرت و تنوع‌ها و بر اساس حکمت و عدالت است (همان، ج1، صص192-166).

اصل «هماهنگی نظام تکوین و تشریع»

آن چه در خصوص حاکمیت اصل وحدت و اصل غایت‌گرایی بیان شد بازتابش در کتاب تشریع الهی به خوبی ظهور یافته در آیاتی چون:

«فأَقم وجهک للدین حنیفاً فطرت اللَّه الّتی فطر الناس علیها» (روم،30)؛ «ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر» (اسراء،70)؛ «إنا کلّ شی‏ء خلقناه بقدر» (قمر، 49)؛ «قل اللّه خالق کل شی‏ء» (رعد، 16)؛ «الّذی أَحسن کل شی‏ء خلقه» (سجده، 7). (1)

این آیات مُبَین رابطه غایی بین انسان و مواهب طبیعی و هماهنگی بین آنهاست تا نشان دهد که آفرینش انسان و مواهب طبیعت برای یکدیگر بوده است. به این معنا كه اصل وحدت و یكپارچگی عالم و اصل غائیت در طول اصل رابطه تسخیری انسان با مواهب طبیعی خداوند است و جهان برای انسان خلق شده است به این معنا كه اگر كسی بپرسد هستی برای چه خلق شده ؟ می گوئیم برای انسان و اگر بپرسد انسان برای چه خلق شده ؟ می گوئیم برای خدا لذا یك هماهنگی بین رابطه غایی انسان و مواهب طبیعی برقرار است كه مواهب برای انسان اند نه انسان برای آنها و انسان باید به تسخیر و استخدام آنها بپردازد تا میسر شدن و تكامل را بپیماید و غایت خلقت و طبیعت را نیز محقق نماید.


ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات

شهید مطهری اصول تربیت اسلامی را به دوازده اصل تقسیم بندی می كند كه ما در اینجا تنها به اصل هماهنگی با اشاره می كنیم.

مقدمه

تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در همه امور زندگی می‌شود. تواناییهای انسان در زندگی بروز و ظهور پیدا می‌کند و انسانیت انسان تحقق می‌یابد.

در اسلام به این موضوع مهم توجه بسیار شده و قواعد مناسبی برای رشد انسان تعیین گردیده است. بدیهی است «یک مکتب که درای هدفهای مشخص است و مقررات همه جانبه‌ای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی و سیستم اقتصادی و سیستم سیاسی‌دارد، نمی‌تواند یک‌سیستم خاص‌آموزشی نداشته باشد.

از جمله موضوعات اساسی که لازم است طرح شود این است که تربیت چیست؛ آیا تربیت مخصوص انسان است یا موجودات دیگر و یا اشیای دیگر نیز تربیت پذیرند؟ در ماهیت تربیت می‌توان گفت: «تربیت با صنعت فرق دارد. با توجه به همین تفاوت، انسان می‌تواند جهت تربیت را بشناسد. صنعت، «ساختن» است به معنی اینکه شیء، یا اشیا را تحت نوعی پیراستن و آراستن قرار می‌دهند؛ میان اشیا و قوای‌ آنها ارتباط برقرار می‌کنند. قطع و وصلهایی در جهت مطلوب انسان صورت می‌گیرد و آن گاه این شیء می‌شود مصنوعی از مصنوعهای انسان. فرض کنید که از گل یک حلقه انگشتر یا یک زیور دیگری می‌سازیم، آن را شکل می‌دهیم یا به قول معروف پرداخت می‌کنیم؛ وضع مخصوصی به آن می‌دهیم و می‌شود یک مصنوع برای ما ولی تربیت، پرورش دادن است؛ یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیء موجود است به فعلیت در‌آوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است.

هدف غایی تربیت اسلامی، پرورش انسان مقرب الهی است که شاکله دینی در وجود او به طور کامل شکل بگیرد و رفتارهای دینی ریشه‌دار از او سربزند. فلسفه خلقت بشر را نیز در همین نکته می‌توان یافت که خداوند انسان را برای این آفرید که او به وسیله تربیت صحیح، کمال یابد و به سر منزل مقصود برسد. با علم به این هدف غایی، تربیت اسلامی اهمیت و جایگاه خاصی پیدا می‌کند.

تربیت اسلامی به ایجاد وضعیت مناسبی اطلاق می‌شود که زمینه را برای بروز و ظهور استعدادهای فطری آدمی فراهم می‌کند و او را بالنده‌تر و کمال‌یافته‌تر می‌سازد. هر زمان فرصت و امکان برای فعلیت یافتن استعدادها فراهم می‌شود، آن زمان قداست و ارزش پیدا می‌کند.

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

به همین دلیل می‌توان در تفکر اسلامی سخن از امور مقدس و نامقدس گفت. امور مقدس اموری است که منسوب به خداوند متعال و موجب رشد انسان می‌شود. امور نامقدس اموری است که خداوند آنها را نامطلوب و مضر به حال آدمی معرفی کرده و آدمیان را از اجرای آنها بازداشته است. با این رویکرد، هرقدر انسان رشد واقعی پیدا کند و به خداوند نزدیک شود، حریم پیدا می‌کند. برای ورود به این حریم باید آدابی را مراعات کرد و قواعدی را به جان خرید. تربیت اسلامی نیز به دلیل ارتباطش با فطرت الهی انسان، ارزش و اهمیت والایی پیدا می‌کند و به علم مقدسی تبدیل می‌شود. هرچند تربیت در مفهوم کلی مقوله‌ای با ارزش است تربیت اسلامی به دلیل انتساب به اسلام قداست پیدا می‌کند. براین اساس ورود به عرصة تربیت اسلامی به اصول و قواعد ویژه نیاز دارد.

متفکر شهید، علامه مطهری به عنوان اندیشمندی اسلامی در خصوص اصول تعلیم و تربیت اسلامی، مسائلی رامطرح کرده است که بررسی و ارائه آنها می‌تواند فضای فکری مشخصی را در تربیت اسلامی به وجود آورد و به کاوشگران عرصة تعلیم و تربیت یاری رساند.

اصل هماهنگی با فطرت

در وجود انسان از سوی خداوند متعال ویژگیهایی قرار داده شده است که او را از سایر موجودات متمایز می‌کند؛ خردورزی، حقیقت‌جویی، زیباگرایی، عدالت‌طلبی، خداگرایی و سایر ویژگیهای ذاتی از جمله این استعدادهای فطری را تشکیل می‌دهند. مجموعه وضعیت زندگی آدمی باید به گونه‌ای سامان یابد که این ویژگیها، که به مثابه بذرهایی است که در زمین خلقت انسان وجود دارد، رشد کند. تعلیم و تربیت در بین مجموعه اموری که زندگی آدمی را شکل می‌دهد، مهمترین و اثرگذارترین عامل است و باید با استعدادهای عالی فطری هماهنگ باشد. لزوم این هماهنگی به طور کامل مورد تأیید عقل است.

از نظر عقلی اگر وضع حاکم بر فطرت با فطرت همسو نباشد، استعدادهای عالی آدمی رشد نمی‌کند. محیط غیرعقلانی نمی‌تواند عقل را رشد دهد و محیط غیرمعنوی نمی‌تواند معنویت را در انسان پرورش دهد. «اگر انسان دارای یک سلسله فطریات باشد قطعاً تربیت باید با درنظر گرفتن همان فطریات صورت گیرد. چون تربیت یعنی رشد و پرورش دادن و این براساس قبول کردن یک سلسله استعدادها و به تعبیر امروزیها یک سلسله ویژگیهای انسان است.

انسان را دو جور می‌توان ساخت: یکی ساختن، آن چنانکه اشیا را می‌سازند؛ یعنی سازنده فقط منظور خود را درنظر می‌گیرد و فرد را به شکلی درمی‌آورد که آن‌منظور را تأمین‌کند؛ حال‌با ناقص کردن یا کامل نمودن آن. دیگر، تربیت یعنی پرورش دادن استعدادهای واقعی انسان. او اگر استعداد عقلانی و فکری دارد و چون و چرا در مسائل دارد، این را باید پرورش داد نه اینکه اینها را کشت.

منبع: سایت مركز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی



دیدگاه ها : نظرات

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم.

شرائط و امكانات دیگر

گذشته از شرط عدالت ، شرائط و تكالیف دیگری نیز متوجه مرد است . همه‏ میدانیم كه زن مطلقا یك سلسله حقوق مالی و استمتاعی بعهده مرد دارد ، مردی حق دارد آهنگ چند همسری كند كه‏ امكانات مالی او باو اجازه این كار را بدهد . شرط امكان مالی در تك‏ همسری نیز هست ، اكنون فرصتی نیست كه وارد این بحث بشویم . امكانات جسمی و غریزی نیز بنوبه خود شرط و واجب دیگری است .
در كافی و وسائل از امام صادق روایت شده است كه فرمود " هر كس‏ گروهی از زنان نزد خود گردآورد كه نتواند آنها را از لحاظ جنسی اشباع‏ نماید و آنگاه آنها به زنا و فحشا بیفتند گناه این فحشا بگردن اوست " تاریخچه‏های حرمسراها داستانها ذكر می‏كنند از زنان جوانی كه از لحاظ غریزه‏ تحت فشار قرار میگرفتند و مرتكب فحشاء میشدند و احیانا پشت سر آن‏ فحشاها كشتارها و جنایتها واقع میشد .
خواننده محترم از مجموع هفت مقاله‏ای كه درباره چند همسری نوشتیم كاملا به ریشه و علل و موجبات تعدد زوجات ، و اینكه چرا اسلام آنرا نسخ نكرد ؟
و چه شرائط و حدود و قیودی برای آن قائل شد كاملا آگاه گشت ، برایش روشن‏ شد كه اسلام با تجویز تعدد زوجات نخواسته است زن را تحقیر كند ، بلكه از اینراه بزرگترین خدمت را بجنس زن كرده است . اگر تعدد زوجات ، مخصوصا در شرائط فزونی نسبی عدد زنان آماده ازدواج بر مردان آماده ازدواج كه‏ همیشه در دنیا بوده و هست ، اجازه داده نشود زن به بدترین شكلی ملعبه‏ مرد خواهد شد . رفتار مرد با او از یك كنیز بدتر خواهد بود .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

زیرا انسان‏ در مقابل یك كنیز لااقل این اندازه تعهد میپذیرد كه فرزند او را فرزند خود بداند اما در مقابل معشوقه‏ و رفیقه این اندازه تعهد هم ندارد .

مرد امروز و تعدد زوجات

مرد امروز از تعدد زوجات رو گردان است . چرا ؟ آیا بخاطر اینكه‏ می‏خواهد به همسر خود وفادار باشد و به یك زن قناعت كند یا بخاطر اینكه‏ می‏خواهد حس تنوع طلبی خود را از طریق گناه كه به حد اشباع وسیله برایش‏ فراهم است ارضاء نماید ؟ امروز گناه جای تعدد زوجات را گرفته است نه‏ وفا . و بهمین دلیل مرد امروز سخت از تعدد زوجات كه برای او تعهد و تكلیف ایجاد میكند متنفر است . مرد دیروز اگر می‏خواست هوسرانی كند راه‏ گناه چندان برای او باز نبود ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده‏ هوسرانی كند . در عین اینكه شانه از زیر بار بسیاری از وظائف خالی میكرد از انجام بعضی تعهدات مالی و انسانی درباره زنان و فرزندان چاره‏ای‏ نداشت . اما مرد امروز هیچ الزام و اجباری نمی‏بیند كه كوچكترین تعهدی در زمینه هوسرانیهای بی پایان خود بپذیرد . ناچار علیه تعدد زوجات قیام‏ میكند .
مرد امروز تحت عنوان سكرتر ، ماشین نویس و صدها عنوان دیگر كام خود را از زن میگیرد و بودجه آنرا بصندوق دولت یا شركت یا مؤسسه‏ای كه در آن‏ كار می‏كند تحمیل می‏كند بدون آنكه دیناری از جیب خود بپردازد . مرد امروز هر چند صباح یكبار معشوقه خود را عوض میكند بدون اینكه‏ احتیاجی به تشریفات مهر و نفقه و طلاق داشته باشد . مسلما موسی چومبه با تعدد زوجات مخالف است زیرا او همیشه یك سكرتر مو بور جوان زیبا در كنار خود دارد و هر چند سال یكبار آن را عوض می‏كند . با چنین امكاناتی چه حاجت بتعدد زوجات ؟
در شرح حال برتراند راسل كه یكی از مخالفین سرسخت تعدد زوجات است‏ چنین می‏خوانیم " در نخستین دوران زندگی او علاوه بر مادر بزرگش ، دو زن‏ دیگر نقش بزرگی داشته‏اند كه یكی از آنها " آلیس " نخستین همسرش و دیگری رفیقه‏اش بنام " اتولین مورل " میباشند . " مورل " از زنان‏ سرشناس آن دوره بود و با بسیاری از نویسندگان اوایل قرن بیستم دوستی‏ داشت " . مسلما چنین شخصی با تعدد زوجات روی موافق نشان نمی‏دهد .
گویا همین رفیقه بازی او بود كه به ازدواج او با همسرش " آلیس " پایان داد . زیرا از زبان خود راسل چنین نوشته‏اند : " در بعد از ظهر یكی‏ از روزها هنگامیكه با دوچرخه عازم یكی از ییلاقات نزدیك شهر بودم ناگهان‏ احساس كردم كه دیگر " آلیس " را دوست ندارم " .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام



دیدگاه ها : نظرات
تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4

حکمت مطهر

نوای وبلاگ

مطهری در کلام بزرگان

بیانات امام خمینی (ره)

آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبی سرشار از ‏ایمان و عقیدت نشات می گرفت ، برای عارف و عامی سودمند و فرح زا است . ‏

 
بیانات امام خامنه ای مد ظله العالی

تنها كسی كه هم از لحاظ كمیت و هم از لحاظ كیفیت خوبترین فرآورده را تقدیم محیط اندیشه ‏اسلامی كرده ، آقای مطهری است .

 
بیانات آیت الله مکارم شیرازی

شهید مطهری شخصیت جامعی داشت. ایشان از نظر عقاید اسلامی، فقه، اصول و فلسفه جامعیت قابل توجه‌ای داشت و به همین دلیل آثارش در زمینه‌های مختلف تاثیرگذار است.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درباره شهید مطهری

شهید مطهری یك مبارز در راه خدا؛ یعنی یك مجاهد فی سبیل الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یكی از سخت ترین جهادها این است كه در مقابله با هجوم افكار و فرهنگ های غلط و انحرافی و درك غلط جمعی از مردم، انسانی كه حق را می شناسد، بایستد و بخواهد از حق دفاع كند و با بیان، با فكر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن ها را به سمت آنچه درست است هدایت كند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهید مطهری، این جهاد سخت را سالهای متمادی انجام داد.
امام خامنه ای مدظله العالی

طراحی اختصاصی قالب توسط مجاهد & ترجمه به فارسی توسط آراد پردازش پویا