مجاهد tag:http://www.azarpajang.ir 2018-11-12T22:15:14+01:00 mihanblog.com عکس نوشته های جدید عاشقانه و غمگین برای عکس پروفایل 2018-10-30T13:13:04+01:00 2018-10-30T13:13:04+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/17 حتما تا به حال شده که با توجه به حس و حالی که داشتید، عکس پروفایل خودتون رو در شبکه های اجتماعی مختلف مانند تلگرام، اینستاگرام، واتساپ و... تغییر بدید. در سایت کافه پیکس شما میتوانید مجموعه ای کامل از عکس نوشته های زیبا و جدید در موضوعات مختلف پیدا کنید و به عنوان عکس پروفایل خودتون استفاده کنید.سایت کافه پیکس دارای دسته بندی های گوناگون در زمینه عکس نوشته می باشد، مانند: عکس نوشته عاشقانه، عکس نوشته غمگین، عکس نوشته آهنگ های مختلف، عکس نوشته مرتبط با خدا، عکس نوشته های خنده دار، مذهبی، من عکس نوشته می باشد، مانند: عکس نوشته عاشقانه، عکس نوشته غمگین، عکس نوشته آهنگ های مختلف، عکس نوشته مرتبط با خدا، عکس نوشته های خنده دار، مذهبی، مناسبتی، تولد و...چند نمونه از عکس نوشته های موجود در کافه پیکس:

عکس نوشته عاشقانه دل من با دل تو خوشه بدجوری دوریت منو میکشه برای پروفایل

عکس نوشته عاشقانه دل من با دل تو خوشه

عکس نوشته غمگین پاییزی،  پاییز اومده، پی نامردی…

پاییز اومده، پی نامردی
]]>
شهید مطهری و بیان سوابق خدمت زن در خانواده 2013-04-24T10:56:39+01:00 2013-04-24T10:56:39+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/16 طلاق‏های ناجوانمردانه علاوه بر انحلال كانون مقدس‏ خانوادگی اشكالات خاصی برای شخص زن بوجود می‏آورد كه نباید آنها را نادیده گرفت . زنی سالها با صمیمیت در خانه مردی زندگی میكند و چون میان او و خودش دوگانگی قائل نیست و آن‏ خانه را خانه خود و لانه خود میداند منتهای خدمت و مجاهدت را برای سر و سامان دادن به آن خانه بكار میبرد . غالبا زنها ( به استثنای زنان باصطلاح‏ طبقات متجدد شهری " كار خدمت و زحمت و صرفه‏جوئی در خوراك و لباس و هزینه خانه را بجائی میرسانند كه خود مردان را ناراضی میكنند ، از آوردن‏ خ

طلاق‏های ناجوانمردانه علاوه بر انحلال كانون مقدس‏ خانوادگی اشكالات خاصی برای شخص زن بوجود می‏آورد كه نباید آنها را نادیده گرفت . زنی سالها با صمیمیت در خانه مردی زندگی میكند و چون میان او و خودش دوگانگی قائل نیست و آن‏ خانه را خانه خود و لانه خود میداند منتهای خدمت و مجاهدت را برای سر و سامان دادن به آن خانه بكار میبرد . غالبا زنها ( به استثنای زنان باصطلاح‏ طبقات متجدد شهری " كار خدمت و زحمت و صرفه‏جوئی در خوراك و لباس و هزینه خانه را بجائی میرسانند كه خود مردان را ناراضی میكنند ، از آوردن‏ خدمتكار بخاطر اینكه در هزینه زندگی صرفه‏جوئی شود مضایقه مینمایند . نیرو و جوانی و سلامت خود را فدای خانه ولانه و آشیانه و در واقع فدای شوهر میكنند . اكنون فرض كنید شوهر چنین زنی پس از سالها زندگی مشترك ، هوس زن نو و طلاق همسر كهنه بسرش میزند و میخواهد زن نو را به لانه و آشیانه زن اول كه به قیمت عمر و جوانی و سلامت و آرزوهای بر باد رفته او تمام شده بیاورد . میخواهد با محصول دسترنج زن اول با زن دیگر عیاشی و هوسرانی كند ، تكلیف این كار چیست ؟
اینجا دیگر تنها مسئله بهم خوردن كانون خانوادگی و گسیخته شدن رابطه‏ زوجیت مطرح نیست كه گفته شود ناجوانمردی شوهر مرگ ازدواج است و تحمیل‏ زن بمرد ناجوانمرد دون شأن و مقام طبیعی زن است .
مسئله دیگری مطرح است : مسئله آواره و بی آشیانه شدن ، مسئله تحویل‏ دادن آشیانه خود ساخته را برقیب ، مسئله هدر رفتن رنجها و كارها و زحمتها و خدمتها مطرح است .
شوهر و كانون خانوادگی و خاموش شدن شعله حیات خانوادگی به جهنم ، هر انسانی لانه و آشیانه‏ای می‏خواهد و به لانه و آشیانه‏ای كه به دست خود برای‏ خود ساخته است علاقه‏مند است . اگر مرغی را از خانه و لانه‏ای كه برای خود ساخته است بیرون كنند از خود دفاع میكند ، آیا زن حق ندارد از لانه و آشیانه خود دفاع كند ؟ آیا این كار از طرف مرد ظلم واضح نیست ؟ اسلام از این نظر چه فكری كرده است ؟
بعقیده ما این مشكله كاملا قابل توجه است . غالب ناراحتی‏هائی كه‏ بواسطه طلاق‏های ناجوانمردانه صورت میگیرد از این ناحیه است . در اینگونه‏ موارد است كه طلاق تنها فسخ زوجیت نیست ، ورشكستگی و نابودی زن است .
اما همانطوری كه در متن پرسش اشاره شد ، مسئله خانه و آشیانه با مسئله‏ طلاق دو تاست ، این دو را از یكدیگر باید تفكیك كرد . از نظر اسلام و مقررات اسلامی این مشكل حل شده است . این مشكل از جهل بمقررات اسلامی و از سوء استفاده مردان از حسن نیت و وفاداری زنان بوجود آمده است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


این مشكل از آنجا پیدا شده كه غالبا مردان و زنان گمان میكنند كار و خدمتی كه زن در خانه مرد میكند و محصولی كه از آن كارها پدید می‏آید به‏ مرد تعلق دارد ، بلكه گمان می‏كنند مرد حق دارد كه به زن مانند یك برده‏ یا مزدور فرمان دهد و بر زن واجب است كه فرمان او را در این مسائل‏ بپذیرد . در صورتی كه مكرر گفته‏ایم كه زن از نظر كار و فعالیت آزادی‏ كامل دارد و هر كاری كه می‏كند بشخص خود او تعلق دارد و مرد حق ندارد بصورت یك كارفرما در مقابل زن ظاهر شود . اسلام با استقلال اقتصادی كه به‏ زن داده و به علاوه هزینه زندگی او و فرزندانش را بعهده مرد گذاشته است‏ به او فرصت كافی و كامل داده كه خود را از نظر مال و ثروت و امكانات یك زندگی آبرومندانه از مرد مستغنی نماید بطوری كه طلاق و جدائی از این نظر برای او نگرانی به وجود نیاورد ، زن‏ تمام چیزهائی كه خود برای لانه و آشیانه خود فراهم آورده باید متعلق بخود بداند و مرد حق ندارد آنها را از او بگیرد . اینگونه نگرانیها در رژیمهائی وجود دارد كه زن را مجبور به كار كردن در خانه شوهر میدانند و محصول كار او را هم متعلق به شوهر میدانند نه بخود او . نگرانیهائی هم كه‏ در میان مردم ما وجود دارد غالبا ناشی از جهالت و بی خبری از قانون‏ اسلامی است .
علت دیگر این ناراحتی‏ها سوء استفاده مرد از وفاداری زن است ، برخی از زنان نه بخاطر بی خبری از قانون اسلام بلكه بخاطر اعتماد بشوهران در خانه‏ آنها فداكاری می‏كنند . دلشان می‏خواهد حساب من و تو در كار نباشد . سخن‏ مال من و تو در میان نباشد . از اینرو در فكر خود و در فكر استفاده از فرصتی كه اسلام به آنها داده است نمی‏افتند . یك وقت چشم باز می‏كنند كه‏ می‏بینند عمر خود را در فداكاری برای یك عنصر بی وفا صرف كرده‏اند و فرصتهای كافی كه اسلام به آنها داده است از كف داده‏اند .

اینگونه زنان از اول باید توجه داشته باشند كه " چه خوش بی مهربانی‏ از دو سر بی " اگر بناست زن از حق شرعی خود در اندوختن مال و ثروت و تشكیل لانه و آشیانه بنام خود صرف نظر كند و نیروی كار خود را هدیه مرد نماید . مرد هم در عوض به حكم " « و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها »" باید به همان اندازه یا بیشتر بعنوان هدیه و بخشش نثار زن‏ نماید ، در میان مردان با وفا همیشه معمول بوده و هست كه در عوض فداكاریها و خدمات‏ صادقانه زن ، اشیاء گرانبها و خانه و یا مستغل دیگری به زن خود هدیه‏ كرده‏اند .
بهر حال مقصود اینست كه مشكله بی آشیانه شدن زن بقانون طلاق مربوط نیست . تغییر قانون طلاق آنرا اصلاح نمی‏كند . این مشكله بمسئله استقلال و عدم استقلال اقتصادی زن مربوط است و اسلام آنرا حل كرده است . این مشكله‏ در میان ما از بی خبری گروهی از زنان از تعالیم اسلامی ، و غفلت و ساده‏ دلی گروهی دیگر ناشی میشود . زنان اگر به فرصتی كه اسلام در این زمینه به‏ آنها داده است آگاه شوند و در فداكاری و گذشت در راه شوهر ساده دلی‏ نشان ندهند این مشكل خود بخود حل شده است .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام

]]>
اصول و مبانی اخلاق اسلامی در كلام گهربار شهید مطهری 2013-04-24T10:55:24+01:00 2013-04-24T10:55:24+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/15 ممكن است گفته شود كه اصول و مبانی اخلاق اسلامی یعنی چه؟ اخلاق مطلقاً اصول و مبانی مشخص و معینی دارد. باید ببینیم اسلام مثلاً چقدر مردم را به اخلاق دعوت كرده است. اخلاق یا حسنه است یا رذیله و هر دو مشخص و معین است و معلوم است كه چه چیز حسنه است و چه چیز رذیله. باید ببینیم اسلام چقدر اهتمام داشته به اخلاق حسنه و چقدر با اخلاق رذیله مخالفت نشان داده است. ولی این گفته اشتباه است؛ هیچ فنی به اندازه ی اخلاق از لحاظ اصول و مبانی نامشخص نیست و مكتبها و روشهای مختلف نمی پذیرد. هرچند اقتصاد و سیاست تا ح

ممكن است گفته شود كه اصول و مبانی اخلاق اسلامی یعنی چه؟ اخلاق مطلقاً اصول و مبانی مشخص و معینی دارد. باید ببینیم اسلام مثلاً چقدر مردم را به اخلاق دعوت كرده است. اخلاق یا حسنه است یا رذیله و هر دو مشخص و معین است و معلوم است كه چه چیز حسنه است و چه چیز رذیله. باید ببینیم اسلام چقدر اهتمام داشته به اخلاق حسنه و چقدر با اخلاق رذیله مخالفت نشان داده است. ولی این گفته اشتباه است؛ هیچ فنی به اندازه ی اخلاق از لحاظ اصول و مبانی نامشخص نیست و مكتبها و روشهای مختلف نمی پذیرد. هرچند اقتصاد و سیاست تا حدی این طور است، مطلق فنون عملی این طور است ولی هیچ كدام به اندازه ی اخلاق تنوع پذیر نیست.

یك جامع مشترك میان همه هست كه به آن جهت به همه ی آنها روش اخلاقی گفته می شود و آن پیشنهاد بهترین و لازمترین راهی [است] كه انسان باید پیش بگیرد.

در ورقه های كرامت نفس گفته ایم كه یك اصل مهم و اساسی كه در آثار اسلام زیاد به چشم می خورد ولی به علت برخورد و تصادم با عقاید افراطی صوفیانه و عدم درك عمق این تعلیم مورد توجه واقع نشده است، توجه به احساس كرامت و بزرگواری نفس است و در بحثهای تربیت اسلامی كه استخراج می شود ثابت كردیم كه ریشه ی آن نوعی معرفة النفس است. این احساس است كه انسان را از كارهای پست بر كنار می دارد:

من كرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته. (نهج البلاغه، حكمت 449)

من هانت علیه نفسه فلا تأمن شرّه. (امام هادی علیه السلام)

جلد یازدهم . ج11، ص: 284

لا دین لمن لا مروّة له و لا مروّة لمن لا عقل له و ان اعظم الناس قدراً الذی لایری الدنیا لنفسه خطراً. (حدیث «عقل و جهل» تحف العقول ص 389) - رجوع شود به دفتر 86، نمره ی 101.

رجوع شود به بحثهای تربیت اسلامی

قدر الرجل علی قدر همته و صدقه علی قدر مروءته و عفته علی قدر غیرته. (نهج البلاغه، حكمت 47)

اكرم نفسك من كل دنیّة و ان ساقتك الی الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضاً و لا تكن عبد غیرك و قد جعلك اللّه حرّاً.

(نهج البلاغه، وصیت به امام حسن)

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

و لا تكن فظّاً غلیظاً یكره الناس قربك و لا تكن واهناً یحقّرك من عرفك. (تحف العقول، ص 304- امام صادق علیه السلام)

اما از آن طرف ابن ابی الحدید در ذیل خطبه ی عالی «ان اللّه تعالی جعل الذكر جلاء للقلوب» شمه ای از اخلاق عارفین نقل می كند كه موجب حسرت است، از آن جمله:

قال ابراهیم بن ادهم: ما سررت قطّ مثل سروری فی ایام ثلثة كنت فی سفینة و فیها رجل مضحك كان یلعب به اهل السفینة و یقول كنا نأخذ البلح من بلاد الترك هكذا و یأخذ بشعر رأسی فبهزّنی فسرّنی ذلك لأنه لم یكن فی تلك السفینة احقر منی فی عینه، و كنت علیلاً فی مسجد فدخل المؤذن و قال اخرج فلم اطبق فأخذ برجلی و جرّنی الی خارج المسجد، و كنت بالشام و علیّ فرو فنظرت الیه فلم امیز بین الشعر و القمل لكثرته.

ولی باید بدانیم اسلام انظلام را حرام می داند، دفاع از مظلوم را ستایش می كند، نظافت را از ایمان می داند.

ایضاً ابن ابی الحدید ج 3، چاپ بیروت، ص 106:

دعا انسان بعض مشاهیر الصوفیة الی ضیافته فلما حضر باب

جلد یازدهم . ج11، ص: 285

داره ردّه و اعتذر الیه ثم فعل به مثل ذلك ثانیة و ثالثة و الصوفی لا یغضب و لا یضجر فمدحه ذلك الانسان و أثنی علیه بحسن الخلق، فقال: انما تمدحنی علی خلق تجد مثله فی الكلب، ان دعوته حضر و ان زجرته انزجر.

ایضاً ج 3، ص 38:

و قال الجنید: لا یكون العارف عارفاً حتی یكون كالارض یطأه البرّ و الفاجر و كالسحاب یظلّ كل شی ء و كالمطر یسقی ما ینبت و ما لا ینبت.

در كتاب زناشویی و اخلاق ص 30 درباره ی تقدس تجرد از نظر كلیسا، برتراند راسل می گوید:

كلیسا با استحمام به مبارزه برخاست زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می راند. كلیسا چرك بدن را تحسین كرد و رایحه ی بدن صورت بوی تقدس به خود گرفت، زیرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد.

شپش مروارید خداوند شناخته شد و این هم از علائم تقدس به شمار رفت. . .

]]>
استاد مطهری و مبانی عدالت جنسیتی 2013-04-13T11:56:33+01:00 2013-04-13T11:56:33+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/14 کتاب آفرینش مبنای حقوق واقعی «بدیهی است که یگانه مرجع صلاحیت‌دار برای شناسایی حقوق واقعی انسان‌ها کتاب پر ارزش آفرینش است با رجوع به صفحات و سطور این کتاب عظیم حقوق واقعی مشترک انسان‌ها و وضع حقوق زن و مرد در مقابل یکدیگر مشخص می‌گردد» (مطهری، 1378: ج19، ص157). - «از نظر ما حقوق طبیعی و فطری از آن جا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن‌بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها را در وجود آنها نهفته است، سوق می‌دهد. هر استعداد طبیعی مبنای یک حق طبیعی است و یک سند طبیعی برای آن

کتاب آفرینش مبنای حقوق واقعی

«بدیهی است که یگانه مرجع صلاحیت‌دار برای شناسایی حقوق واقعی انسان‌ها کتاب پر ارزش آفرینش است با رجوع به صفحات و سطور این کتاب عظیم حقوق واقعی مشترک انسان‌ها و وضع حقوق زن و مرد در مقابل یکدیگر مشخص می‌گردد» (مطهری، 1378: ج19، ص157).

- «از نظر ما حقوق طبیعی و فطری از آن جا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن‌بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها را در وجود آنها نهفته است، سوق می‌دهد. هر استعداد طبیعی مبنای یک حق طبیعی است و یک سند طبیعی برای آن به شمار می‌آید» (همان، ص158).

با توجه به مبنای «طبیعی» حقوق اسلامی در حوزه زن و مرد اصول ذیل را در آثار استاد شهید مطهری می‌توان استخراج نمود:

اصل «غایت»

از مشاهده هماهنگی‌ها و توافق بین اجزای طبیعت و تناسب بین زن و مرد و مشاهده سیر تکاملی و جهت‌دار طبیعت معلوم می‌شود، طبیعت به نقطه و هدف معینی توجه دارد که به سوی آن رفته و یک تدبیر عام در سراسر جهان و یک اصل تنظیم کننده که حیات کلی و حقیقت هستی است؛ مبدأ این هماهنگی‌ها، توافق‌ها، تناسب‌ها و توجه به هدف و غایت است که به اصل «غایت» معروف است. اصل غایت بر محور حکیم بودن خداوند یا حکمت الهی تفسیر پذیر است و غایات به غایت فعل باری بر می‌گردد و نه غایت ذات الهی. اختلاف و تفاوت‌هایی که مجموعه جهان را به صورت تابلوی کامل و زیبا در آورده و تناسب را در خصوص زن و مرد ایجاد کرده، اختلاف‌های ذاتی است و موقعیت‌ها و پست‌هایی که در آفرینش برای موجودات معین شده بر اساس همین اختلاف‌های ذاتی است که حکمت خلقت اقتضاء کرده است؛ پس غایت‌گرایی بر محور حکمت بالغه الهیه است (ر.ک. مطهری، 1377: ج1، صص195-170). بنابراین آن چه بر طبیعت حاکم است «اصل تکامل» است که در موجودات بی‌جان به گونه‌ایی، در حیوانات به گونه دیگر و در انسان که دارای عقل و اراده‌ است، به نوعی دیگر می­باشد (همان، ج6، صص709-707). پس اصل غایت‌گرایی که بر مبنای حقوق طبیعی استوار است، یعنی:

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

اولاً، طبیعت دارای هدف است (هداف‌داری طبیعت) و خداوند استعدادهایی را در موجودات نهاده که آنها را به سوی غایت خاص خودشان سوق می‌دهد. ثانیاً، انسان دارای یک سلسله حقوق خاص (حقوق انسانی) است. ثالثاً راه شناخت و تشخیص این حقوق رجوع به نظام خلقت است.

اصل «وحدت‌گرایی» یا «حاکمیت»

وحدت بر عالم وجود که در یک جهان‌شناسی عمیق و جهان‌بینی دقیق حاصل شدنی است و انسان بینا و بیدار می‌یابد که جهان یک واحد تجزیه­ناپذیر است که وحدت و اندام‌وارگی بر آن حکومت می‌کند و حذف برخی از اجزاء، مستلزم حذف همه اجزاء و ابقای بعضی، عین ابقای همه اجزاء است، پس جهان تجزیه ناپذیر است و اختلاف و تفاوت‌ها حکایت از کثرت و تنوع‌ها و بر اساس حکمت و عدالت است (همان، ج1، صص192-166).

اصل «هماهنگی نظام تکوین و تشریع»

آن چه در خصوص حاکمیت اصل وحدت و اصل غایت‌گرایی بیان شد بازتابش در کتاب تشریع الهی به خوبی ظهور یافته در آیاتی چون:

«فأَقم وجهک للدین حنیفاً فطرت اللَّه الّتی فطر الناس علیها» (روم،30)؛ «ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر» (اسراء،70)؛ «إنا کلّ شی‏ء خلقناه بقدر» (قمر، 49)؛ «قل اللّه خالق کل شی‏ء» (رعد، 16)؛ «الّذی أَحسن کل شی‏ء خلقه» (سجده، 7). (1)

این آیات مُبَین رابطه غایی بین انسان و مواهب طبیعی و هماهنگی بین آنهاست تا نشان دهد که آفرینش انسان و مواهب طبیعت برای یکدیگر بوده است. به این معنا كه اصل وحدت و یكپارچگی عالم و اصل غائیت در طول اصل رابطه تسخیری انسان با مواهب طبیعی خداوند است و جهان برای انسان خلق شده است به این معنا كه اگر كسی بپرسد هستی برای چه خلق شده ؟ می گوئیم برای انسان و اگر بپرسد انسان برای چه خلق شده ؟ می گوئیم برای خدا لذا یك هماهنگی بین رابطه غایی انسان و مواهب طبیعی برقرار است كه مواهب برای انسان اند نه انسان برای آنها و انسان باید به تسخیر و استخدام آنها بپردازد تا میسر شدن و تكامل را بپیماید و غایت خلقت و طبیعت را نیز محقق نماید.

]]>
اصول تربیت اسلامی از دیدگاه شهید مطهری 2013-04-13T11:36:30+01:00 2013-04-13T11:36:30+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/13 شهید مطهری اصول تربیت اسلامی را به دوازده اصل تقسیم بندی می كند كه ما در اینجا تنها به اصل هماهنگی با اشاره می كنیم. مقدمه تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در همه امور زندگی می‌شود. تواناییهای انسان در زندگی بروز و ظهور پیدا می‌کند و انسانیت انسان تحقق می‌یابد. در اسلام به این موضوع مهم توجه بسیار شده و قواعد مناسبی برای رشد انسان تعیین گردیده است. بدیهی است «یک مکتب که درای هدفهای مشخص است و مقررات همه جان شهید مطهری اصول تربیت اسلامی را به دوازده اصل تقسیم بندی می كند كه ما در اینجا تنها به اصل هماهنگی با اشاره می كنیم.

مقدمه

تعلیم‌وتربیت در زندگی بشر مهمترین و اساسی‌ترین جنبه زندگی است به‌گونه‌ای که هرگونه، اعوجاج و انحراف در آن باعث انحراف در همه امور زندگی می‌شود. تواناییهای انسان در زندگی بروز و ظهور پیدا می‌کند و انسانیت انسان تحقق می‌یابد.

در اسلام به این موضوع مهم توجه بسیار شده و قواعد مناسبی برای رشد انسان تعیین گردیده است. بدیهی است «یک مکتب که درای هدفهای مشخص است و مقررات همه جانبه‌ای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی و سیستم اقتصادی و سیستم سیاسی‌دارد، نمی‌تواند یک‌سیستم خاص‌آموزشی نداشته باشد.

از جمله موضوعات اساسی که لازم است طرح شود این است که تربیت چیست؛ آیا تربیت مخصوص انسان است یا موجودات دیگر و یا اشیای دیگر نیز تربیت پذیرند؟ در ماهیت تربیت می‌توان گفت: «تربیت با صنعت فرق دارد. با توجه به همین تفاوت، انسان می‌تواند جهت تربیت را بشناسد. صنعت، «ساختن» است به معنی اینکه شیء، یا اشیا را تحت نوعی پیراستن و آراستن قرار می‌دهند؛ میان اشیا و قوای‌ آنها ارتباط برقرار می‌کنند. قطع و وصلهایی در جهت مطلوب انسان صورت می‌گیرد و آن گاه این شیء می‌شود مصنوعی از مصنوعهای انسان. فرض کنید که از گل یک حلقه انگشتر یا یک زیور دیگری می‌سازیم، آن را شکل می‌دهیم یا به قول معروف پرداخت می‌کنیم؛ وضع مخصوصی به آن می‌دهیم و می‌شود یک مصنوع برای ما ولی تربیت، پرورش دادن است؛ یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیء موجود است به فعلیت در‌آوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است.

هدف غایی تربیت اسلامی، پرورش انسان مقرب الهی است که شاکله دینی در وجود او به طور کامل شکل بگیرد و رفتارهای دینی ریشه‌دار از او سربزند. فلسفه خلقت بشر را نیز در همین نکته می‌توان یافت که خداوند انسان را برای این آفرید که او به وسیله تربیت صحیح، کمال یابد و به سر منزل مقصود برسد. با علم به این هدف غایی، تربیت اسلامی اهمیت و جایگاه خاصی پیدا می‌کند.

تربیت اسلامی به ایجاد وضعیت مناسبی اطلاق می‌شود که زمینه را برای بروز و ظهور استعدادهای فطری آدمی فراهم می‌کند و او را بالنده‌تر و کمال‌یافته‌تر می‌سازد. هر زمان فرصت و امکان برای فعلیت یافتن استعدادها فراهم می‌شود، آن زمان قداست و ارزش پیدا می‌کند.

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

به همین دلیل می‌توان در تفکر اسلامی سخن از امور مقدس و نامقدس گفت. امور مقدس اموری است که منسوب به خداوند متعال و موجب رشد انسان می‌شود. امور نامقدس اموری است که خداوند آنها را نامطلوب و مضر به حال آدمی معرفی کرده و آدمیان را از اجرای آنها بازداشته است. با این رویکرد، هرقدر انسان رشد واقعی پیدا کند و به خداوند نزدیک شود، حریم پیدا می‌کند. برای ورود به این حریم باید آدابی را مراعات کرد و قواعدی را به جان خرید. تربیت اسلامی نیز به دلیل ارتباطش با فطرت الهی انسان، ارزش و اهمیت والایی پیدا می‌کند و به علم مقدسی تبدیل می‌شود. هرچند تربیت در مفهوم کلی مقوله‌ای با ارزش است تربیت اسلامی به دلیل انتساب به اسلام قداست پیدا می‌کند. براین اساس ورود به عرصة تربیت اسلامی به اصول و قواعد ویژه نیاز دارد.

متفکر شهید، علامه مطهری به عنوان اندیشمندی اسلامی در خصوص اصول تعلیم و تربیت اسلامی، مسائلی رامطرح کرده است که بررسی و ارائه آنها می‌تواند فضای فکری مشخصی را در تربیت اسلامی به وجود آورد و به کاوشگران عرصة تعلیم و تربیت یاری رساند.

اصل هماهنگی با فطرت

در وجود انسان از سوی خداوند متعال ویژگیهایی قرار داده شده است که او را از سایر موجودات متمایز می‌کند؛ خردورزی، حقیقت‌جویی، زیباگرایی، عدالت‌طلبی، خداگرایی و سایر ویژگیهای ذاتی از جمله این استعدادهای فطری را تشکیل می‌دهند. مجموعه وضعیت زندگی آدمی باید به گونه‌ای سامان یابد که این ویژگیها، که به مثابه بذرهایی است که در زمین خلقت انسان وجود دارد، رشد کند. تعلیم و تربیت در بین مجموعه اموری که زندگی آدمی را شکل می‌دهد، مهمترین و اثرگذارترین عامل است و باید با استعدادهای عالی فطری هماهنگ باشد. لزوم این هماهنگی به طور کامل مورد تأیید عقل است.

از نظر عقلی اگر وضع حاکم بر فطرت با فطرت همسو نباشد، استعدادهای عالی آدمی رشد نمی‌کند. محیط غیرعقلانی نمی‌تواند عقل را رشد دهد و محیط غیرمعنوی نمی‌تواند معنویت را در انسان پرورش دهد. «اگر انسان دارای یک سلسله فطریات باشد قطعاً تربیت باید با درنظر گرفتن همان فطریات صورت گیرد. چون تربیت یعنی رشد و پرورش دادن و این براساس قبول کردن یک سلسله استعدادها و به تعبیر امروزیها یک سلسله ویژگیهای انسان است.

انسان را دو جور می‌توان ساخت: یکی ساختن، آن چنانکه اشیا را می‌سازند؛ یعنی سازنده فقط منظور خود را درنظر می‌گیرد و فرد را به شکلی درمی‌آورد که آن‌منظور را تأمین‌کند؛ حال‌با ناقص کردن یا کامل نمودن آن. دیگر، تربیت یعنی پرورش دادن استعدادهای واقعی انسان. او اگر استعداد عقلانی و فکری دارد و چون و چرا در مسائل دارد، این را باید پرورش داد نه اینکه اینها را کشت.

منبع: سایت مركز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی

]]>
اشكالات و معایب چند همسری در بیان شهید مطهری ( قسمت پایانی ) 2013-04-13T11:10:09+01:00 2013-04-13T11:10:09+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/12 شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم. شرائط و امكانات دیگر گذشته از شرط عدالت ، شرائط و تكالیف دیگری نیز متوجه مرد است . همه‏ میدانیم كه زن مطلقا یك سلسله حقوق مالی و استمتاعی بعهده مرد دارد ، مردی حق دارد آهنگ چند همسری كند كه‏ امكانات مالی او باو اجازه این كار را بدهد . شرط امكان مالی در تك‏ همسری نیز هست ، اكنون فرصتی نیست كه وار شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم.

شرائط و امكانات دیگر

گذشته از شرط عدالت ، شرائط و تكالیف دیگری نیز متوجه مرد است . همه‏ میدانیم كه زن مطلقا یك سلسله حقوق مالی و استمتاعی بعهده مرد دارد ، مردی حق دارد آهنگ چند همسری كند كه‏ امكانات مالی او باو اجازه این كار را بدهد . شرط امكان مالی در تك‏ همسری نیز هست ، اكنون فرصتی نیست كه وارد این بحث بشویم . امكانات جسمی و غریزی نیز بنوبه خود شرط و واجب دیگری است .
در كافی و وسائل از امام صادق روایت شده است كه فرمود " هر كس‏ گروهی از زنان نزد خود گردآورد كه نتواند آنها را از لحاظ جنسی اشباع‏ نماید و آنگاه آنها به زنا و فحشا بیفتند گناه این فحشا بگردن اوست " تاریخچه‏های حرمسراها داستانها ذكر می‏كنند از زنان جوانی كه از لحاظ غریزه‏ تحت فشار قرار میگرفتند و مرتكب فحشاء میشدند و احیانا پشت سر آن‏ فحشاها كشتارها و جنایتها واقع میشد .
خواننده محترم از مجموع هفت مقاله‏ای كه درباره چند همسری نوشتیم كاملا به ریشه و علل و موجبات تعدد زوجات ، و اینكه چرا اسلام آنرا نسخ نكرد ؟
و چه شرائط و حدود و قیودی برای آن قائل شد كاملا آگاه گشت ، برایش روشن‏ شد كه اسلام با تجویز تعدد زوجات نخواسته است زن را تحقیر كند ، بلكه از اینراه بزرگترین خدمت را بجنس زن كرده است . اگر تعدد زوجات ، مخصوصا در شرائط فزونی نسبی عدد زنان آماده ازدواج بر مردان آماده ازدواج كه‏ همیشه در دنیا بوده و هست ، اجازه داده نشود زن به بدترین شكلی ملعبه‏ مرد خواهد شد . رفتار مرد با او از یك كنیز بدتر خواهد بود .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

زیرا انسان‏ در مقابل یك كنیز لااقل این اندازه تعهد میپذیرد كه فرزند او را فرزند خود بداند اما در مقابل معشوقه‏ و رفیقه این اندازه تعهد هم ندارد .

مرد امروز و تعدد زوجات

مرد امروز از تعدد زوجات رو گردان است . چرا ؟ آیا بخاطر اینكه‏ می‏خواهد به همسر خود وفادار باشد و به یك زن قناعت كند یا بخاطر اینكه‏ می‏خواهد حس تنوع طلبی خود را از طریق گناه كه به حد اشباع وسیله برایش‏ فراهم است ارضاء نماید ؟ امروز گناه جای تعدد زوجات را گرفته است نه‏ وفا . و بهمین دلیل مرد امروز سخت از تعدد زوجات كه برای او تعهد و تكلیف ایجاد میكند متنفر است . مرد دیروز اگر می‏خواست هوسرانی كند راه‏ گناه چندان برای او باز نبود ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده‏ هوسرانی كند . در عین اینكه شانه از زیر بار بسیاری از وظائف خالی میكرد از انجام بعضی تعهدات مالی و انسانی درباره زنان و فرزندان چاره‏ای‏ نداشت . اما مرد امروز هیچ الزام و اجباری نمی‏بیند كه كوچكترین تعهدی در زمینه هوسرانیهای بی پایان خود بپذیرد . ناچار علیه تعدد زوجات قیام‏ میكند .
مرد امروز تحت عنوان سكرتر ، ماشین نویس و صدها عنوان دیگر كام خود را از زن میگیرد و بودجه آنرا بصندوق دولت یا شركت یا مؤسسه‏ای كه در آن‏ كار می‏كند تحمیل می‏كند بدون آنكه دیناری از جیب خود بپردازد . مرد امروز هر چند صباح یكبار معشوقه خود را عوض میكند بدون اینكه‏ احتیاجی به تشریفات مهر و نفقه و طلاق داشته باشد . مسلما موسی چومبه با تعدد زوجات مخالف است زیرا او همیشه یك سكرتر مو بور جوان زیبا در كنار خود دارد و هر چند سال یكبار آن را عوض می‏كند . با چنین امكاناتی چه حاجت بتعدد زوجات ؟
در شرح حال برتراند راسل كه یكی از مخالفین سرسخت تعدد زوجات است‏ چنین می‏خوانیم " در نخستین دوران زندگی او علاوه بر مادر بزرگش ، دو زن‏ دیگر نقش بزرگی داشته‏اند كه یكی از آنها " آلیس " نخستین همسرش و دیگری رفیقه‏اش بنام " اتولین مورل " میباشند . " مورل " از زنان‏ سرشناس آن دوره بود و با بسیاری از نویسندگان اوایل قرن بیستم دوستی‏ داشت " . مسلما چنین شخصی با تعدد زوجات روی موافق نشان نمی‏دهد .
گویا همین رفیقه بازی او بود كه به ازدواج او با همسرش " آلیس " پایان داد . زیرا از زبان خود راسل چنین نوشته‏اند : " در بعد از ظهر یكی‏ از روزها هنگامیكه با دوچرخه عازم یكی از ییلاقات نزدیك شهر بودم ناگهان‏ احساس كردم كه دیگر " آلیس " را دوست ندارم " .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام

]]>
اشكالات و معایب چند همسری در بیان شهید مطهری ( قسمت دوم ) 2013-04-13T10:56:34+01:00 2013-04-13T10:56:34+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/11 شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم. عدالت اصلاح دیگری كه اسلام بعمل آورد این بود كه عدالت را شرط كرد و اجازه‏ نداد بهیچوجه تبعیضی میان زنان یا میان فرزندان آنها صورت بگیرد . قرآن‏ كریم در كمال صراحت فرمود " « فان خفتم ان لا تعدلوا فواحده »" اگر بیم دارید كه عدالت نكنید ، یعنی اگر بخود اطمینان ندارید كه با عدالت‏ رفتار كنید ، پس بی شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم.

عدالت

اصلاح دیگری كه اسلام بعمل آورد این بود كه عدالت را شرط كرد و اجازه‏ نداد بهیچوجه تبعیضی میان زنان یا میان فرزندان آنها صورت بگیرد . قرآن‏ كریم در كمال صراحت فرمود " « فان خفتم ان لا تعدلوا فواحده »" اگر بیم دارید كه عدالت نكنید ، یعنی اگر بخود اطمینان ندارید كه با عدالت‏ رفتار كنید ، پس بیكی اكتفا كنید .
در دنیای قبل از اسلام اصل عدالت بهیچوجه رعایت نمی‏شد ، نه میان خود زنان و نه میان فرزندان آنها . در مقاله 27 از كریستینسن و دیگران نقل‏ كردیم كه در ایران ساسانی رسم تعدد زوجات شایع بود و میان زنان و همچنین‏ میان فرزندان آنها تبعیض قائل می‏شدند یكی یا چند زن ، زنان ممتاز ( پادشاه زن ) خوانده میشدند و از حقوق كامل برخوردار بودند ، سایر زنان‏
بعنوان چاكر زن و غیرهخوانده میشدند و مزایای قانونی كمتری داشتند . فرزندان چاكر زن اگر از جنس ذكور بودند در خانه پدر بفرزندی پذیرفته می‏شدند و اگر دختر بودند به‏ فرزندی پذیرفته نمیشدند .
اسلام همه این رسوم و عادات را منسوخ كرد ، اجازه نداد كه برای یك زن‏ یا فرزندان او امتیازات قانونی كمتری قائل گردند .
ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن ضمن بحث از تعدد زوجات می‏گوید " بتدریج كه ثروت نزدیك فرد بمقدار زیاد جمع میشد و از آن نگرانی پیدا میكرد كه چون ثروتش بقسمتهای زیادی منقسم شود سهم هر یك از فرزندان كم‏ خواهد شد ، این فرد بفكر میافتاد كه میان زن اصلی و سوگلی ، و همخوابه‏های‏ خود فرق بگذارد تا میراث تنها نصیب فرزندان زن اصلی شود " . این جمله میرساند كه تبعیض میان زنان و فرزندان آنها در دنیای قدیم‏ امر رائجی بوده است . ولی عجیب اینست كه ویل دورانت بعد بسخنان خود چنین ادامه میدهد :

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


"
تانسل معاصر ، تقریبا زناشوئی در قاره آسیا بدین ترتیب بوده است . كم كم زن اصلی مقام زن منحصر بفرد را پیدا كرد و زنان دیگر یا محبوبه‏های‏ سری مرد شدند و یا اصلا از میان رفتند " .
ویل دورانت توجه نكرده یا نخواسته توجه كند كه چهارده قرن است كه در آسیا در پرتو دین مقدس اسلام رسم تبعیض میان فرزندان منسوخ شده است .
یك زن اصلی و چند محبوبه سری داشتن جزء رسوم اروپائی است نه آسیائی . این رسم اخیرا از اروپا به آسیا سرایت كرده است .بهر حال اصلاح دومی كه اسلام در تعدد زوجات انجام داد این بود كه تبعیض‏ را چه در میان زنان و چه در میان فرزندان ملغی ساخت .
از نظر اسلام " سوگلی " بازی بهر صورت و بهر شكلی جایز نیست . علماء اسلام تقریبا وحدت نظر دارند كه تبعیض میان زنان تحت هیچ عنوانی جایز نیست . فقط بعضی از نحله‏های فقهی اسلامی حق زن را طوری توجیه كرده‏اند كه‏ با تبعیض سازگار است . بنظر من نباید تردید كرد كه این نظر درست نیست‏ و بر خلاف مفهوم آیه كریمه قرآن است . رسول اكرم صلی الله علیه وآله‏ وسلم جمله‏ای در این باره فرموده است كه شیعه و سنی بالاتفاق آن را نقل و روایت كرده‏اند . فرمود " هر كس دو زن داشته باشد و در میان آنها بعدالت رفتار نكند ، بیكی از آنها بیشتر از دیگری اظهار تمایل كند ، در روز قیامت محشور خواهد شد در حالیكه یكطرف بدن خود را بزمین میكشد تا سرانجام داخل آتش شود " .
عدالت عالیترین فضیلت انسانی است ، شرط عدالت یعنی شرط واجد بودن‏ عالیترین نیروی اخلاقی . با توجه باینكه معمولا احساسات مرد نسبت بهمه‏ زنها یكسان و در یك درجه نیست ، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض میان‏ زنان ، یكی از مشكلترین وظایف بشمار میرود .
همه میدانیم كه رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم در ده سال آخر عمر خود یعنی در دوره مدینه كه دوره جنگهای اسلامی بود و زنان بی سرپرست در میان مسلمین زیاد بودند زنان متعدد اختیار كرد . اكثریت زنان پیغمبر بیوه و بزرگسال بودند و غالبا از شوهران سابق خود فرزندانی داشتند . تنها دوشیزه‏ای كه پیغمبر اكرم با او ازدواج كرد عایشه بود . عایشه بهمین جهت همیشه تفاخر میكرد و میگفت من تنها زنی هستم كه جز پیغمبر شوهر دیگری او را لمس نكرده است.‏

]]>
اشكالات و معایب چند همسری در بیان شهید مطهری ( قسمت اول ) 2013-04-13T10:45:30+01:00 2013-04-13T10:45:30+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/10 شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم. میان زن و مرد از لحاظ انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت تفاوت قائل بود همه جا یك جور نظر میداد ، زیرا این فلسفه همه جا یك جور حكم می‏كند . یك جا نمی‏گفت یك زن نصف یك مرد ارث ببرد و در جای دیگر نمیگفت یك‏ زن با یك مرد برابر ارث ببرد ، و در جای دیگر نمیگفت یك مرد تا چهار زن بگیرد و همچنین در باب شهاد

شهید مطهری درباره مسئله چند همسری پنج موضوع محدودیت، عدالت، حرمسراها، شرایط و امكانات دیگر و مرد امروز و تعداد زوجات را مطرح می كند كه ما در سه قسمت این مطالب ناب و ارزشمند را تقدیم حضورتان می نماییم.

میان زن و مرد از لحاظ انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت تفاوت قائل بود همه جا یك جور نظر میداد ، زیرا این فلسفه همه جا یك جور حكم می‏كند .
یك جا نمی‏گفت یك زن نصف یك مرد ارث ببرد و در جای دیگر نمیگفت یك‏ زن با یك مرد برابر ارث ببرد ، و در جای دیگر نمیگفت یك مرد تا چهار زن بگیرد و همچنین در باب شهادت در هر موردی بنحوی حكم نمیكرد . از اینها بخوبی میتوان فهمید كه اسلام فلسفه‏های دیگری در نظر گرفته است .

ما در یكی از مقالات گذشته راجع به ارث توضیح دادیم و در مقاله دیگری گفتیم‏ مسئله تساوی زن و مرد در انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت از نظر اسلام‏ جزء الفباء حقوق بشری است . از نظر اسلام در حقوق زن و مرد مسائلی بالاتر
از تساوی وجود دارد كه لازم است آنها دقیقا منظور گردد و اجرا شود .

نقش اسلام در چند همسری اسلام نه چند همسری را اختراع كرد ، زیرا قرنها پیش از اسلام در جهان‏ وجود داشت ، و نه آنرا نسخ كرد ، زیرا از نظر اسلام برای اجتماع مشكلاتی‏ پیش می‏آید كه راه چاره آنها منحصرا بتعدد زوجات است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


ولی اسلام رسم تعدد زوجات را اصلاح كرد .

محدودیت

اول اصلاحی كه بعمل آورد این بود كه آن را محدود كرد ، قبل از اسلام تعدد زوجات نامحدود بود ، یك نفر به تنهائی میتوانست صدها زن داشته باشد و از آنها حرمسرائی بوجود آورد ، ولی اسلام حداكثر برای آن معین كرد ، بیكنفر اجازه نداد بیش از چهار زن داشته باشد . در حكایات و روایات‏ نام افرادی در صدر اسلام دیده میشود كه در حالیكه اسلام آوردند بیش از چهار زن داشتند و اسلام آنها را مجبور كرد مقدار زائد را رها كنند .

از آن جمله نام مردی بنام غیلان بن اسلمه برده میشود كه ده زن داشت و پیغمبر اكرم او را مجبور كرد كه شش تای آنها را رها كند و همچنین مردی‏ بنام نوفل بن معاویه پنج زن داشت . پس از آنكه اسلام اختیار كرد رسول‏ اكرم امر كرد كه یكی از آنها را حتما رها كند .
در روایات شیعه وارد شده كه یكنفر ایرانی مجوسی در زمان امام صادق‏ اسلام اختیار كرد در حالیكه هفت زن داشت ، از امام صادق سؤال شد تكلیف‏ این مرد كه اكنون مسلمان شده با هفت زن چیست ؟
امام فرمود حتما باید سه تای از آنها را رها كند .

حرمسراها

موضوع دیگری كه سبب شده تعدد زوجات را بر قانون اسلام عیب بگیرند ، دستگاههای حرمسراداری خلفا و سلاطین پیشین است ، برخی از نویسندگان و مبلغین مسیحی تعدد زوجات اسلامی را مساوی با حرامسراداری با همه مظاهر ننگین و مظالم بی پایان آن معرفی كرده‏اند و چنین وانمود میكنند كه تعدد زوجات در اسلام یعنی همان حرمسراداریها كه تاریخ در دستگاههای خلفا و سلاطین پیشین نشان میدهد .
متأسفانه بعضی از نویسندگان خودمان نیز كه حرف بحرف باز گو كننده‏ افكار و عقاید و منویات غربی‏ها هستند ، هر جا كه نام تعدد زوجات میبرند آنرا با حرمسرا ردیف میكنند . این قدر شخصیت و استقلال فكری ندارند كه‏
میان آنها تفكیك كنند .

منبع: كتاب نظام حقوق زن در اسلام

]]>
هشتمین جشنواره حکمت مطهر دانشگاهیان سراسر کشور 2013-04-13T10:00:57+01:00 2013-04-13T10:00:57+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/9 هشتمین جشنواره حکمت مطهر دانشگاهیان سراسر کشور در سه بخش اساتید، دانشجویی و ویژه برگزار می شود. بخش اساتید شامل محورهای وبلاگ نویسی، كتاب و مقاله نویسی می باشد. بخش دانشجویان شامل محورهای وبلاگ نویسی، پژوهش، ادبی، هنری و مسابقات اینترنتی می باشد. بخش ویژه هم راجع به سبك زندگی اسلامی ایرانی می باشد. برای كسب اطلاعات بیشتر راجع به هر بخش می توانید به سایت حكمت مطهر به آدرس www.hekmatmotahar.com مراجعه نمایید. وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

هشتمین جشنواره حکمت مطهر دانشگاهیان سراسر کشور در سه بخش اساتید، دانشجویی و ویژه برگزار می شود.

بخش اساتید شامل محورهای وبلاگ نویسی، كتاب و مقاله نویسی می باشد.

بخش دانشجویان شامل محورهای وبلاگ نویسی، پژوهش، ادبی، هنری و مسابقات اینترنتی می باشد.

بخش ویژه هم راجع به سبك زندگی اسلامی ایرانی می باشد.

برای كسب اطلاعات بیشتر راجع به هر بخش می توانید به سایت حكمت مطهر به آدرس www.hekmatmotahar.com مراجعه نمایید.

]]>
شرایط امر به معروف در كلام گهربار شهید مطهری 2013-04-05T15:47:11+01:00 2013-04-05T15:47:11+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/8 در امر به معروف شرایطی هست كه فقهای شیعه و فقهای سنی ذكر كرده‏اند ، از این رو فقها برای هر كسی جایز نمی‏دانند به عنوان امر به معروف و نهی‏ از منكر متعرض دیگران بشود ، خصوصا اگر آن تعرض شدید باشد و پای‏ مزاحمت و زد و خورد و خونریزی باشد كه آن وقت شرایط زیادی دارد . دو شرط از شرایط امر به معروف و نهی از منكر ، از شرایط اولیه است كه در همه موارد لازم است و خوارج فاقد هر دو شرط بودند ، بلكه منكر یكی از این‏ دو شرط بودند . آن دو شرط یكی بصیرت در دین است و یكی بصیرت در عمل . بصیرت در دین یعنی اطلاع در امر به معروف شرایطی هست كه فقهای شیعه و فقهای سنی ذكر كرده‏اند ، از این رو فقها برای هر كسی جایز نمی‏دانند به عنوان امر به معروف و نهی‏ از منكر متعرض دیگران بشود ، خصوصا اگر آن تعرض شدید باشد و پای‏ مزاحمت و زد و خورد و خونریزی باشد كه آن وقت شرایط زیادی دارد . دو شرط از شرایط امر به معروف و نهی از منكر ، از شرایط اولیه است كه در همه موارد لازم است و خوارج فاقد هر دو شرط بودند ، بلكه منكر یكی از این‏ دو شرط بودند . آن دو شرط یكی بصیرت در دین است و یكی بصیرت در عمل .

بصیرت در دین یعنی اطلاع كافی و صحیح در امور دینی داشته باشد ، حلال را از حرام ، واجب را از غیر واجب تشخیص بدهد ، و اینها نداشتند ، لهذا یك آیه قرآن را كه می‏فرماید : " « إن الحكم‏إلا لله یقص الحق و هو خیر
الفاصلین »" (1) دست آویز قرار دادند و جمله " لا حكم‏إلا لله " را شعار خود ساختند ، در صورتی كه این آیه ربطی ندارد به موضوعاتی از قبیل‏ موضوع حكمیت و امثال آن .
اما بصیرت در عمل . در باب امر به معروف و نهی از منكر شرطی ذكر می‏كنند تحت عنوان احتمال اثر ، و شرطی ذكر می‏كنند تحت عنوان عدم ترتب‏ مفسده ، یعنی امر به معروف و نهی از منكر برای این است كه معروف رواج‏ بگیرد و منكر محو شود ، پس در جایی باید امر به معروف و نهی از منكر كرد كه احتمالا این كار اثر داشته باشد و اگر می‏دانیم كه قطعا بی اثر است واجب نیست .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

دیگر اینكه‏ این عمل برای این است كه یك مصلحتی انجام شود ، پس در جایی باید صورت‏ بگیرد كه مفسده بالاتری بر آن مترتب نشود . لازمه این دو شرط ، بصیرت در عمل است . آدمی كه در عمل بصیرت ندارد نمی‏تواند پیش بینی كند كه آیا اثری بر این كار مترتب هست یا نیست و آیا مفسده بالاتری هست یا نیست‏
؟ این است كه امر به معروفهای جاهلانه همان طوری كه در حدیث آمده‏ افسادش بیش از اصلاحش است .
در مورد سایر تكالیف گفته نشده كه شرطش این است كه بدانی یا احتمال‏ بدهی این كار تو فایده دارد ، اگر احتمال فایده می‏دهی بكن و اگر احتمال‏ نمی‏دهی نكن ، و حال آنكه در هر تكلیفی چنانكه قبلا عرض كردم فایده‏ای و مصلحتی منظور شده ، زیرا تشخیص آن مصلحت‏ها بر عهده مردم گذاشته نشده .
درباره نماز گفته نشده اگر دیدی به حالت مفید است بخوان و اگر دیدی‏ مفید نیست نخوان . حتی در روزه هم گفته نشده اگر احتمال می‏دهی فایده‏ دارد بگیر و اگر احتمال نمی‏دهی نگیر ، در روزه گفته شده اگر دیدی به‏
حالت مضر است نگیر ، همچنین در حج یا زكات یا جهاد این طور قیدی نشده‏ ، اما در باب امر به معروف این قید هست كه ببین چه اثری و چه عكس‏ العملی دارد و آیا كار تو و عمل تو در جهت صلاح اسلام و مسلمین است یا نه‏؟ در این تكلیف ، هر كسی حق دارد بلكه واجب است كه منطق را و عقل را و بصیرت در عمل را و توجه به فایده را دخالت دهد . این عمل كه به نام امر به معروف و نهی از منكر خوانده می‏شود تعبدی محض نیست .

پی نوشتها:

1- سوره انعام آیه 57

منبع: كتاب بیست گفتار

]]>
شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت آخر ) 2013-04-05T14:50:06+01:00 2013-04-05T14:50:06+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/7 برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.ماهیت قیام حسینى حادثه عاشورا چه نوع حادثه اى است و از چه مقوله است ؟ آیا از نظر اجتماعى یك انفجار بدون هدف بود، مانند بسیارى از انفجارها كه در اثر فشار ظلم و تشدید سختگیرى ها رخ مى دهد احیانا به وضع موجود كمك مى ك برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.
ماهیت قیام حسینى
حادثه عاشورا چه نوع حادثه اى است و از چه مقوله است ؟ آیا از نظر اجتماعى یك انفجار بدون هدف بود، مانند بسیارى از انفجارها كه در اثر فشار ظلم و تشدید سختگیرى ها رخ مى دهد احیانا به وضع موجود كمك مى كند، و یا یك تصمیم آگاهانه و هوشیارانه نسبت به اوضاع و احوال موجود نسبت به آثار و نتایج این حركت بود؟ و در صورت دوم آیا یك قیام و نهضت و انقلاب مقدس بود یا دفاع ؟ آیا كارى بود كه از طرف امام شروع شد و حكومت وقت مى خواست آن را سركوب كند، و یا او از طرف حكومت وقت مورد تجاوز قرار گرفت و او به جاى سكوت و تسلیم ، شرافتمندانه از خود دفاع كرد؟ و عبارت دیگر آیا چیزى از سنخ تقوا در جامعه بود و مظهر یك تقواى بزرگ در حد دادن جان بود، یا مظهر یك احساس و عصیان و قیام مقدس ؟ آیا از نوع حفظ و اثبات خود بود یا از نوع نفى و انكار جبهه مخالف (1)
بنابراین فرض اول ناچار اهدافى داشت اجتماعى و اصولى ؛ و بنابر فرض ‍ دوم هدفش جز حفظ شرف و حیثیت انسانى خود نبود؛ و بنابر این كه از نوع انقلاب و قیام ابتدایى بود، آیا مبناى این انقلاب صرفا دعوت مردم كوفه بود كه اگر مردم كوفه دعوت نمى كردند قیام نمى كرد (و قهرا پس از اطلاع از عقب نشینى مردم كوفه در صدد كنار آمدن و سكوت بود) یا مبناى دیگرى جز دعوت مردم كوفه داشت و فرضا مردم كوفه دعوت نمى كردند، او در صدد اعتراض و مخالفت بود هر چند به قیمت جانش تمام شود؟ (2)
نمایشگاه كربلا
درزمان ما معمول است كه كشورها نمایشگاه صنایع درست مى كنند و گاهى نمایشگاه جهانى از همه كشورهاى دنیا درست مى كنند. ظاهرا در هر شصت سال یك بار تمام دنیا یك نمایشگاه ترتیب مى دهند. گویند: برج ایفل یادگار یك نمایشگاهى است كه در شصت و اند سال پیش ساخته شده . در سه چهار سال پیش نیز نمایشگاهى در بروكسل ترتیب دادند كه از همه كشورهاى شرق و غرب در آن جا جمع شده بودند و مردم از همه دنیا به آنجا رفتند. منظور از این نمایشگاه نشان دادن محصولات فكرى و عملى بشر است . در آنجا انسان عظمت فكر و فعالیت و مقدار هنرنمایى بشر را مى فهمد. در آنجا همه چیز را مى آورند از سوزن تا نمونه كارخانه هاى عظیم .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


صحنه كربلا را مى توان تشبیه كرد به یك نمایشگاه ، ولى نه نمایشگاه علم و صنعت ، بلكه نمایشگاه معنویت و معرفت . در این نمایشگاه ، انسان مى تواند به عظمت قدرت اخلاقى و روحى و معنوى بشر پى برد و بفهمد تا چه اندازه بشر با گذشت و فداكار و آزاد مرد و خدا پرست و حق خواه و حق
پرست مى شود، معانى صبر و رضا و تسلیم و شجاعت و مروت و كرم و بزرگوارى تا چه اندازه قدرت ظهور و بروز دارد.
معمولا اهل منبر وقتى كه مى خواهد قضیه كربلا را بزرگ كنند جنبه فاجعه و ظلم و ستمها را بزرگ مى كنند، در جستجوى پیدا كردن و حتى جعل كردن فاجعه هایى هستند، با بیان هاى مختلف و تشبیهات و مجسم ساختن ها جنبه فاجعه بودن را تقویت مى كنند و حال آنكه ما باید از خود بپرسیم بزرگى حادثه كربلا از چه نظر است ؟ آیا از نظر فجیع بودنم است ؟ قطعا این فاجعه ، فاجعه كم نظیرى است ، چنانكه ابو ریحان بیرونى در الاثار الباقیه به نقل نفس المهموم گفته و همچنین دیگران ، ولى فاجعه عظیم و شاید عظیم تر از این در دنیا زیاد بوده . خود فاجعه مدینه كمتر از فاجعه كربلا نبوده . عظمت مطلب از لحاظ سید الشهداء و یاران آن حضرت است نه از لحاظ ابن زیاد و ابن سعد و اتباع و اشیاع آنها، عظمت سعادت است نه عظمت شقاوت . كربلا بیش از آن اندازه كه نمایشگاه شقاوت و بدى و ظهور پلیدى بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاقى عالى و انسانیت است ، ولى اهل منبر كمتر به آن جنبه توجه دارند؛ و به عبارت دیگر در این قضیه از آن جنبه باید نگاه كرد كه ابا عبدالله و ابا الفضل و زینب قهرمان داستانند نه از آن جهت كه شمر و سنان قهرمان داستانند (3)
نمایشگاه آخرتى
حادثه كربلا خودش یك نمایش از سربازان اسلام است ، اما نه نمایشى كه صرفا نمایش یعنى صورت سازى باشد، آدمكهایى درست بكنند و صورتى بسازند، ولى در واقع حقیقت نداشته باشد. مثلا فرض كنید آیه : ان الله اشترى من المؤ منین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه در حادثه كربلا، خودش را در عمل نشان مى دهد (4)
دو صفحه كربلا
حادثه عاشورا و تاریخچه كربلا دو صفحه دارد، یك صفحه سفید و نورانى و یك صفحه تاریك ، سیاه و ظلمانى كه هر دو صفحه اش یا بى نظیر است و یا كم نظیر. اما صفحه سیاه و تاریكش از آن نظر سیاه و تاریك است كه در آن فقط جنایت بى نظیر و یا كم نظیر مى بینیم (5)
رثاء براى نورانى ترین صفحه تاریخ
اگر صفحه نورانى تاریخ حسینى را ما خواندیم ، آن وقت از جنبه دثائش ‍ مى توانیم استفاده بكنیم و گرنه بیهوده است . خیال مى كنیم حسین بن على در آن دنیا منتظر است كه مردم برایش دلسوزى كنند یا العیاذ بالله حضرت زهرا (س ) بعد از هزار و سیصد سال ، آن هم در جوار رحمت الهى ، منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گریه بكنند تا تسلى خاطر پیدا كند (6)
برداشتهاى عاشورا
ما مى بینیم در طول تاریخ ، برداشتها از حادثه كربلا خیلى متفاوت بوده است . قبلا اشاره كردم كه مثلا برداشت دعبل خزاعى از شعراى معاصر حضرت رضا علیه السلام ، برداشت كمیت اسدى از شعراى معاصر امام سجاد و امام باقر علیه السلام با برداشت مثلا محتشم كاشانى یا سامانى و یا صفى علیشاه متفاوت است ، آنها یك جور برداشت كرده اند، محتشم جود دیگرى برداشت كرده است ، سامانى جور دیگرى برداشت دارد، صفى علیشاه طور دیگرى و اقبال لاهورى به گونه اى دیگر.این چگونه است ؟ به نظر من همه اینها، برداشتهاى صحیح است (البته برداشتهاى غلط هم وجود دارد، با برداشت هاى غلط كارى نداریم ) ولى ناقص است ، صحیح است ولى كامل نیست صحیح است یعنى غلط و دروغ نیست ، ولى یك جنبه آن است .(7)
نوع نگرش ها بر عاشورا
برداشت امثال دعبل خزاعى از نهضت ابا عبدالله ، به تناسب زمان ، فقط جنبه هاى پرخاشگرى آن است . برداشت محتشم كاشانى جنبه هاى تاءثیر آمیز، وقت آور و گریه آور است . برداشت عمان سامانى یا صفى علیشاه از این نهضت ، برداشتهاى عرفانى ، عشق الهى ، محبت الهى و پاكبازى در راه حق است كه اساسى ترین جنبه هاى قیام حسینى جنبه پاكبازى او در راه حق است . همه این برداشتها درست است ، ولى به عنوان یكى از جنبه ها، او كه از جنبه حماسى گفته ، او كه از جنبه اخلاقى گفته است ، او كه از جنبه پند و اندرز گفته است ، همه درست گفته اند، ولى برداشت هر یك ، از یك جنبه و عضو این نهضت است نه از تمام اندام آن (8)
تجسم اسلام راستین
قرآن كریم در عین اینكه شعر نیست آهنگ پذیر است ، آن هم آهنگ هاى مختلف ، آن هم هر آهنگى متناسب با آیاتى و متناسب با معانى آن آیات - آن چنان كه طه حسین در مرآه الاسلام (آئینه اسلام ، ترجمه مرحوم آیتى ) بیان كرده است - جریان حادثه كربلا نیز شبیه پذیر یعنى نمایش پذیر است و سوژه فراوان دارد و با اینكه یك حادثه واقعى و طبیعى است ، آنچنان صورت گرفته كه گویى خواسته اند با آن یك نمایشنامه تهیه كنند.
اكنون مى گوییم این پرسوژه بودن و شبیه پذیر بودن معلول یك چیز دیگر است و آن این است كه گویى در حادثه كربلا بنا بوده است كه اسلام در همه ابعادش و همه جنبه هایش تجلى كند و به عبارت دیگر عملا و واقعه - نه ظاهرا و براى تماشاى دیگران - تجسم داده شود و به مرحله عمل در آید (9)
پستى در حق امام حسین (ع (
روضه اى را كه مرحوم عالم بزرگوار دوست بسیار بسیار عزیز و گرانبهاى ما و شما نارمكى ها كه حدود ده سال پیش از دست ما رفت ، مرحوم آیتى رضوان الله تعالى علیه شنیدم یا در كتابش خواندم به یاد مى آید. این مرد مى گفت : جنگ كربلا با یك تیر شروع شد و با یك تیر خاتمه یافت . با تیرى كه عمر سعد انداخت شروع شد. آیا مى دانید با چه تیرى خاتمه پیدا كرد، یعنى از جنبه دو طرفى خارج شد و بعد از آن یك طرفه شد؟ ابا عبدالله در وسط صحنه ایستاده بود، پس از آنكه كروفرهاى زیادى كرده و خسته شده بود. ناگهان سنگى به پیشانى مباركش اصابت كرد، پیراهنش را بالا زد تا خون را از جبینش پاك كند كه در همان حال تیز زهر آلود و سه شعبه اى به سینه مباركش وارد شد. كار مبارزه حسین علیه السلام در آنجا پایان یافت . و دیدند حسین علیه السلام دیگر شعار جنگى نمى دهد و مخاطب او فقط حوایش است : بسم الله و بالله وعلى مله رسول الله
غرض این است كه اولین تیرى كه رها شد، به وسیله عمر سعد بود. بعد هم دیگر تیر مانند باران به طرف اصحاب ابا عبدالله آمد. اینها هم مردانگى كردند؛ یك پا را خواباندند روى زمین و پاى دیگر را بلند كردند و هر چه تیر در چله كمان داشتند انداختند و تعداد زیادى از دشمن را به خاك افكندند. عده اى از اصحاب ابا عبدالله در این تیر اندازى عمومى شهید شدند. بعد جنگ تن به تن شروع شد كه احتیاج به زمان داشت . دو طرف حاضر شدند براى جنگ تن به تن . مردى از اصحاب ابا عبدالله مى رفت ، از آنها هم مى آمدند و در همه موارد هم آن روح ایمان پیروز مى شد و گاهى پنج نفر، ده نفر را از میان مى برد (10)

پی نوشتها:
1- بلكه مى توان گفت سه نوع ماهیت مى توان فرض كرد: ماهیت تقوایى ، ماهیت هجومى و قیامى ، و ماهیت پاسخگویى به نداى مقدس ، كه ماهیت تعاونى دارد.
2- حماسه حسینى ، ج 3، ص 173.
3- حماسه حسینى ، ج 3، ص 73.
4- حماسه حسینى ، ج 1، ص 293.
5- حماسه حسینى ، ج 1، ص 121.
6- حماسه حسینى ، ج 1، ص 127و128.
7- حماسه حسینى ، ج 1، ص 292.
8- حماسه حسینى ، ج 1، ص 293.
9- حماسه حسینى ، ج 3، ص 344.
10- گفتارهاى معنوى ، ص 275و276.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى

]]>
شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت سوم ) 2013-04-05T14:38:51+01:00 2013-04-05T14:38:51+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/6 برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم. آیا تاریخچه عاشورا فقط همین مصیبت است و چیز دیگرى نیست ؟اشتباه ما همین است . این تاریخچه یك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه دیگر پسر معاویه نیست ، پسر زیاد نیست ، پسر سعد نیست ، شمر نیست . در آنجا قهرمان حسین است برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

آیا تاریخچه عاشورا فقط همین مصیبت است و چیز دیگرى نیست ؟
اشتباه ما همین است . این تاریخچه یك صفحه هم دارد كه قهرمان آن صفحه دیگر پسر معاویه نیست ، پسر زیاد نیست ، پسر سعد نیست ، شمر نیست . در آنجا قهرمان حسین است . در آن صفحه ، دیگر جنایت نیست ، تراژدى نیست ، بلكه حماسه است ، افتخار و نورانیت است ، تجلى حقیقت و انسانیت است ، تجلى حق پرستى است . آن صفحه را كه نگاه كنیم ، مى گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتى صفحه سیاهش را مطالعه مى كنیم مى بینیم كه بشریت سر افكنده است و خودش را مصداق آن آیه مى بیند كه مى فرماید: قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك مسلما جبرئیل امین در مقابل اعلام خدا كه فرمود: انى جاعل فى الارض خلیفه سوالى نمى كند، بلكه آن دسته از فرشتگان كه فقط صفحه سیاه بشریت را مى دیدند و صفحه دیگر آنرا نمى دیدند، از خدا این سوال را كردند كه : آیا مى خواهى كسانى را در زمین قرار دهى كه فساد كنند و خونها بریزند؟ و خدا در جواب آنها فرمود: انى اعلم ما لا تعلمون ؛ من مى دانم چیزى را كه شما نمى دانید. آن صفحه ، صفحه اى است كه ملك اعتراض مى كند؛ بشر سرافكنده است و این صفحه صفحه اى است كه بشریت به آن افتخار مى كند. چرا باید حادثه كربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه كنیم ؟ و چرا باید همیشه جنایت هاى كربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید حسین بن على از آن جنبه اى كه مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایى كه به نام حسین بن على مى دهیم و مى نویسیم ، از صفحه تاریك عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانى این داستان را كمتر مطالعه مى كنیم ، در حالى كه جنبه حماسى این داستان صد برابر جنبه جنایى آن مى چربد، و نورانیت این حادثه بر تاریكى آن خیلى مى چربد پس باید اعتراف كنیم كه یكى از جانى هاى بر حسین بن على ما هستیم كه از این تاریخچه فقط یك صفحه اش را مى خوانیم ، و صفحه دیگرش را نمى خوانیم . جانى هاى بر امام حسین آنها هستند كه این تاریخچه را از نظر هدف منحرف كرده و مى كنند (1)
انواع نهضت ها
ممكن است نهضتى تك معنى و تك مقصد باشد و ممكن است به اصطلاح متشابه باشد، یعنى در آن واحد مقصدها و هدف هاى مختلف داشته باشد، گو این كه همه آن هدف ها بازگشتشان به یك هدف اصلى باشد. یك نهضت مى تواند در آن واحد داراى جنبه ها و ابعاد مختلف بوده باشد (2)
انگیزه بیعت
نهضت امام حسین علیه السلام یك نهضت چند مقصدى و چند جانبه اى و چند بعدى است . و علت اینكه تفاسیر و تعابیر مختلفى در مورد این نهضت شده است ، محاذى بودن عناصر دخیل در آن است . ما وقتى كه از جنبه بعضى عوامل و عناصر به این نهضت نگاه مى كنیم ، مى بینیم صرفا جنبه تمرد و عدم تسلیم در مقابل قدرتهاى جابره و تقاضاهاى ناصحیح قدرت حاكم وقت دارد. از این نظر، این نهضت یك نفى ، نه و عدم تسلیم است .

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

آن جنبه این است كه همه مى دانیم بعد از مردن معاویه و جانشین شدن یزید و پس از آن همه توطئه هایى كه براى این كار چیدند، یزید لازم دید از چند نفر از شخصیت هاى بزرگ جهان اسلام و در راءس آنها وجود مقدس حسن بن على علیه السلام كسى كه از او خیلى حساب مى برد، بیعت بگیرد تا این بیعت سبب خاموشى همه مردم بشود و در واقع تعهدى از حسین بن على علیه السلام در مورد خودش بگیرد (3)
شرایط سه گانه عظمت نهضت
مى دانیم كه امام حسین نهضتى كرده است كه شرایط سه گانه عظمت را دارا بوده است :
الف - مقدس بودن هدف و شخصى نبودن آن ، به خاطر انسانیت بودن آن تواءم یا فداكارى و گذشت از منافع فردى بوده است به همین دلیل بشریت اینگونه افراد را كه مرز میان خود و دیگران را شكسته اند از خود مى داند و خود را از آنها مى داند، او را فداى امت و مصالح امت مى بیند.
ب - اینكه تواءم بوده با یك بصیرت قوى و نافذ، و آنچه دیگران در ظاهر نمى دیدند، او در خشت خام مى دیده است . به عبارت دیگر از محیط خودش پیش بود.
ج - اینكه نورى بوده كه در میان یك ظلمت كامل درخشیده است (4)
عوامل ارزشى نهضت
بسیارى از عوامل ها، ارزش دهنده به یك نهضت است . نهضت ها خیلى با هم فرق مى كنند. اگر روح عصبت در آن باشد، روح به اصطلاح خاكى پرستى در آن باشد، یك ارزش به نهضت مى دهد؛ و اگر روح هاى معنوى و انسانى و الهى داشته باشد، ارزش دیگرى به آن مى دهد. هر سه عامل دخیل در نهضت حسینى به این نهضت ارزش داد، بالخصوص عامل سوم .ولى گاهى آن كسى كه این ارزش به او تعلق دارد، یك وضعى پیدا مى كند كه به این ارزش ، ارزش مى دهد. همچنان كه آن ارزش ، او را صاحب ارزش مى كند، او هم شاءن این ارزش را بالا مى برد. چنانكه یك مرد روحانى وقتى كه لباس روحانیت را مى پوشد، واقعا این لباس براى او افتخار است ، باید افتخار كند كه این لباس را به او پوشانیده اند و روحانیون حقیقى هم او را قبول دارند، ولى یك كسى كارش را در انجام وظایف روحانیت ، در علم و تقوا و عمل به جایى مى رساند كه او افتخار این لباس مى شود. مى گوییم لباس روحانیت آن لباسى است كه فلان كسى هم دارد، لباسى است كه او پوشیده است (5)
عوامل گوناگون حادثه كربلا
در جریان حادثه كربلا عوامل گوناگونى دخالت داشته است ، یعنى انگیزه هاى متعددى براى امام در كار بوده است كه همین جهت از طرفى توضیح و تشریح ماهیت این قیام را دشوار مى سازد؛ زیرا آنچه از امام ظاهر شده كه اظهار نظر كنندگان ، گیج و گنگ بشوند و ضد و نقیض اظهار نظر كنند؛ و از طرف دیگر به این قیام جنبه هاى مختلف مى دهد و در حقیقت از هر جنبه اى ماهیت خاصى دارد (6)

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 1، ص 125
2- حماسه حسینى ، ج 1، ص 186
3- حماسه حسینى ، ج 1، ص 187
4- حماسه حسینى ، ج 3، ص 285
5- حماسه حسینى ، ج 2، ص 285
6- حماسه حسینى ، ج 2، ص 174

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى

]]>
شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت دوم ) 2013-04-05T14:31:23+01:00 2013-04-05T14:31:23+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/5 برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم. انقلاب اسلامى نه انفجارى آیا جریان امام حسین علیه السلام یك انقلاب انفجارى و یك انفجار بود؟ یك كار ناآگاهانه بود؟ آیا به این صوبت بود؟ در اثر فشارهاى خیلى زیادى كه از زمان معاویه و بلكه از قبل از آن بر مردم و خان برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

انقلاب اسلامى نه انفجارى
آیا جریان امام حسین علیه السلام یك انقلاب انفجارى و یك انفجار بود؟ یك كار ناآگاهانه بود؟ آیا به این صوبت بود؟ در اثر فشارهاى خیلى زیادى كه از زمان معاویه و بلكه از قبل از آن بر مردم و خاندان امام آورده بودند، دوره یزید كه رسید، دیگر اصلا حوصله امام حسین سر آمد و گفت : هر چه بادا باد، هر چه مى خواهد بشود؟! العیاذ بالله گفته هاى خود امام حسین كه نه تنها از آغاز این نهضت ، بلكه از بعد از مرگ معاویه شروع مى شود نامه هایى كه میان او و معاویه مبادله شده است ، سخنرانى هایى كه در مواقع مختلف ایراد كرده است ، از جمله آن سخنرانى معروفى كه در منى صحابه پیغمبر را جمع كرد، و حدیثش در تحف العقول هست و خیلى مفصل است و خطابه بسیار غرایى است نشان مى دهد كه این نهضت در كمال آگاهى بوده ، انقلاب بوده ، انقلاب است اما نه انفجار، انقلاب هست ولى انقلاب اسلامى نه انفجار (1)

دلایل انفجارى نبودن قیام حسین (ع (
از جمله خصوصیات امام حسین این است كه در مورد فرد فرد اصحابشاجازه نمى دهد كه قیام او حالت انفجارى داشته باشد. چرا امام حسین در هر فرصتى مى خواهد اصحابش را به بهانه اى مرخص بكند؟ هى به آنها مى گوید: آگاه باشید كه اینجا آب و نانى نیست ! قضیه خطر دارد. حتى در شب عاشورا با زبان خاصى با آنها صحبت مى كند (2)
من اصحابى از اصحاب خودم بهتر و اهل بیتى از اهل بیت خودم فاضل تر سراغ ندارم . از همه شما تشكر مى كنم ، از همه تان ممنونم . اینها جز با من با كسى از شما كارى ندارند. شما اگر بخواهید بروید و آنها بدانند كه شما خودتان را از این معركه خارج مى كنید، به احدى از شما كارى ندارند. اهل بیت من در این صحرا كسى را نمى شناسند، منطقه را بلد نیستند، هر فردى از شما با یكى از اهل بیت من خارج شود و برود، من اینجا هودم هستم تنها (3)

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


چرا؟ رهبرى كه مى خواهد از ناراحتى و نارضایتى مردم استفاده كند كه چنین حرفى نمى زند. همه اش از تكلیف شرعى مى گوید. البته تكلیف شرعى هم بود و امام حسین از گفتن آن نیز غفلت نكرد، اما مى خواست آن تكلیف شرعى را در نهایت آزادى و آگاهى انجام بدهند.

خواست به آنها بگوید: دشمن ، شما را محصور نكرده ، از ناحیه دشمن اجبار ندارید. اگر از تاریكى شب استفاده كنید و بروید، كسى مزاحمتان نمى شود. دوست هم شما را مجبور نمى كند. من بیعت خودم را از شما برداشتم . اگر فكر مى كنید كه مساءله بیعت براى شما تعهد و اجبار به وجود آورده است ، بیعت را هم برداشتم . یعنى فقط انتخاب و آزادى . باید در نهایت آگاهى و آزادى و بدون اینكه كوچكترین احساس اجبارى از ناحیه دشمن یا دوست بكنید، مرا انتخاب كنید (4)
عظمت نهضت كربلا
داستان كربلا در هزار و دویست سال پیش روى صفحه كتاب آمده ، یك وقتى آمده كه كسى فكر نمى كرده كه این حادثه این قدر گسترش پیدا خواهد كرد. متن تاریخ حادثه گویى اساسا براى یك نمایشنامه نوشته شده است ، شبه پذیر است ، گویى دستور نداده اند كه آنرا براى صحنه بودن بسازند. شهادت هاى فجیع ما زیاد داریم ولى این داستان به این شكل آیا مى تواند تصادف باشد و تعمد نباشد و ابا عبدالله به این مطلب توجه نكرده باشد؟ من نمى دانم ، ولى بالاخره قضیه این طور است و باور هم نمى كنم كه تعمدى در كار نباشد (5)
نگاهى به حادثه كربلا
حادثه كربلا یك جنایت و یك تراژدى است ، یك مصیبت است ، یك رثاء است . این صفحه را كه نگاه مى كنیم ، در آن ، كشتن بیگناه مى بینیم ، كشتن جوان مى بینیم ، شیر خوار مى بینیم ، اسب بر بدن مرده تاختن مى بینیم ، آب ندادن به یك انسان مى بینیم ، زن و بچه را شلاق زده مى بینیم ، آب ندادن به یك انسان مى بینیم ، اسیر را بر شتر بى جهاز سوار كردن مى بینیم ، از این نظر قهرمان حادثه كیست ؟ واضح است وقتى كه حادثه را از جنبه جنایى نگاه كنیم ، آنكه مى خورد قهرمان نیست ، آن بیچاره مظلوم است . قهرمان حادثه در این نگاه یزید بن معاویه است ، عبیدالله بن زیاد است ، عمر سعد است ، شمر ذى الجوشن است ، خولى است و یك عده دیگر. لذا وقتى كه صفحه سیاه این تاریخ را مطالعه مى كنیم ، فقط جنایت و رثاء بشریت را پس ‍ مى بینیم . پس اگر بخواهیم شعر بگوییم چه باید بگوییم ؟ باید مرثیه بگوییم و غیر از مرثیه گفتن چیز دیگرى نیست كه بگوییم . باید بگوییم :

ز آن تشنگان هنوز به عیوق مى رسد

فریاد العطش ز بیابان كربلا

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
2- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
3- حماسه حسینى ، ج 2، ص 263.
4- حماسه حسینى ، ج 2، ص 264.
5- حماسه حسینى ، ج 1، ص 270.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى

]]>
شهید مطهری و تحلیل ماهیت نهضت حسینی ( قسمت اول ) 2013-04-05T14:22:36+01:00 2013-04-05T14:22:36+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/4 برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم. چهار مرحله قیام پس از تاءمل كامل در مدارك تاریخى چنین معلوم مى شود كه قیام امام با تهاجم دستگاه حكومت شروع شده و در چهار مرحله مختلف انجام یافته است :1- از وقتى كه آن حضرت از مدینه به مكه هجرت فرمود تا وقتى كه به برای اینكه بتوان نهضتی را الگوی دیگر نهضت ها قرار داد باید ابتدا ماهیت آن نهضت را به صورت كامل شناخت، حال برای اینكه ما ثابت كنیم كه نهضت حسینی الگوی بیداری اسلامی می باشد قصد داریم تا در چند پست آینده شما را با ماهیت نهضت حضرت سید الشهدا (ع) از زبان علامه شهید استاد مطهری آشنا نماییم.

چهار مرحله قیام
پس از تاءمل كامل در مدارك تاریخى چنین معلوم مى شود كه قیام امام با تهاجم دستگاه حكومت شروع شده و در چهار مرحله مختلف انجام یافته است :
1- از وقتى كه آن حضرت از مدینه به مكه هجرت فرمود تا وقتى كه به تصمیم ماندن در مكه باقى بود.

2- از وقتى كه تصمیم گرفت به كوفه برود تا وقتى كه با حر بن یزید ریاحى برخورد كرد.

3- از برخورد با حر بن یزید ریاحى تا شروع جنگ
4- مرحله جنگ (1)
ماهیت نظام حسینى
یكى از مسائل در مورد نهضت امام حسین علیه السلام این است كه ماهیت این نهضت چه بوده است ؟ چون نهضت ها هم مانند پدیده هاى طبیعى ، ماهیت هاى مختلف دارند. اشیاء و پدیده هاى طبیعى ، از معدنى ها گرفته تا گیاهان و انواع حیوانات ، هر كدام ماهیتى طبیعى و وضع بالخصوصى دارند. نهضت ها و قیام هاى اجتماعى عم این چنینند.
یك شى ء را اگر بخواهیم بشناسیم ؛ یا به علل فاعلى آن مى شناسیم ، یا به علل غایى آن (كه امروز شناخت به علل غایى را چندان قبول ندارند)، یا به علل مادى آن یعنى اجزاء و عناصر تشكیل دهنده آن ، و یا به علت صورى آن ، یعنى به وضع و شكل و خصوصیتى كه در مجموع پیدا كرده است . اگر یك نهضت را هم بخواهیم بشناسیم ، ماهیتش را بخواهیم به دست آوریم ، ابتدا باید علل و موجباتى را كه به این نهضت منتهى شده است بشناسیم . تا آنها را نشناسیم ماهیت این نهضت را نمى شناسیم (شناخت علل فاعلى ). بعد باید علل غایى آنرا بشناسیم . یعنى این نهضت چه هدفى دارد؟ اولا هدف دارد یا هدف ندارد و اگر هدف دارد چه هدفهایى دارد؟ سوم باید عناصر و محتواى این نهضت را بشناسیم كه در این نهضت چه كارهایى ، چه عملیاتى صورت گرفته است ؟ و چهارم باید ببینیم این عملیاتى كه صورت گرفته است ، مجموعا چه شكلى پیدا كرده است؟ (2)

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com


ماهیت هاى گوناگون قیام حسین (ع(
در انقلاب امام حسین ، در درجه اول باید بدانیم كه انقلاب آگاهانه است ، هم از ناحیه خودش و هم از ناحیه اهل بیت و یارانش . انفجار نیست .
انقلاب آگاهانه مى تواند ماهیت هاى مختلف داشته باشد. اتفاقا در قضایاى امام حسین عوامل زیادى مؤ ثر بودند كه این عوامل سبب شده است كه نهضت امام حسین یك نهضت چند ماهیتى باشد نه تك ماهیتى . یكى از تفاوتهایى كه میان پدیده هاى اجتماعى و پدیده هاى طبیعى هست این است كه پدیده طبیعى باید تك ماهیتى باشد، نمى تواند چند ماهیتى باشد، یك فلز در آن واحد نمى تواند كه هم ماهیت طلا داشته باشد و هم ماهیت مس را.ولى پدیده هاى اجتماعى ، مى توانند در آن واحد چند ماهیتى باشند (3)
ماهیت هاى قیام گوناگون حسینى
پدیده اجتماعى مى تواند چند ماهیتى باشد اتفاقا قیام امام حسین از آن پدیده هاى چند ماهیتى است ، چون عوامل مختلف در آن اثر داشته است ، مثلا یك نهضت مى تواند ماهیت عكس العملى داشته باشد، یعنى صرفا عكس العمل باشد؛ مى تواند ماهیت عكس العمل داشته باشد، یعنى صرفا عكس العمل باشد؛ مى تواند ماهیت آغازگرى داشته باشد. اگر یك نهضت ماهیت عكس العملى داشته باشد، میتواند یك عكس العمل منفى باشد در مقابل یك جریان ، و مى تواند یك عكس العمل مثبت باشد در مقابل جریان دیگر. همه اینها در نهضت امام حسین وجود دارد. این است كه این نهضت ، یك نهضت چند ماهیتى شده است (4)
نهضت انفجارى یا آگاهانه؟
یكى از مسائلى كه در مورد نهضت امام حسین علیه السلام مطرح است این است كه آیا این قیام و نهضت از نوع یك انفجار بود؟ از نوع یك عمل ناآگاهانه و حساب نشده بود؟ نظیر اینكه به دیگرى حرارت بدهند، آبى كه در آن هست تبدیل به بخار بشود، منافذ هم بسته باشد، بالاخره منفجر خواهد شد. و نظیر انفجارهایى كه براى افراد انسان پیدا مى شود كه انسان در شرایطى قرار مى گیرد (حالا یا به علتى كه همان جا پیدا مى شود یا به علل گذشته ، یك درون پر از عقده و ناراحتى دارد) كه در حالى كه هرگز نمى خواهد فلان حرف را بزند، ولى یك مرتبه مى بینید ناراحت و عصبانى مى شود و از دهانش هر جه كه حتى دلش هم نمى خواهد بیرون بیاید، بیرون مى آرد. این را مى گویند انفجار. بسیارى از قیامها انفجار است .
یكى از جاهایى كه در آن ، راه مكتب اسلام با راه مكاتب مادى امروز فرق میكند، این است كه مكاتب مادى امروز روى اصول خاص دیالكتیكى مى گویند تضادها را تشدید بكنید، ناراحتى ها را زیاد بكنید، شكافها را هر چه مى توانید عمیق تر بكنید، حتى با اصلاحات واقعى مخالفت كنید براى اینكه جامعه را به انقلاب به معنى انفجار (نه انقلاب آگاهانه ) بكشانید. اسلام به انقلاب انفجارى یك ذره معتقد نیست . اسلام ، انقلابش هم انقلاب صد در صد آگاهانه و از روى تصمیم و كمال آگاهى و انتخاب است (5)

پی نوشتها:

1- حماسه حسینى ، ج 3، ص 410.
2- حماسه حسینى ، ج 2، ص 261.
3- حماسه حسینى ، ج 2، ص 265.
4- حماسه حسینى ، ج 2، ص 266.
5- حماسه حسینى ، ج 2، ص 262.

منبع: كتاب امام حسین (ع) از زبان شهید مطهرى

]]>
استاد مطهرى و بسط تفكر اسلامى 2013-04-05T14:01:01+01:00 2013-04-05T14:01:01+01:00 tag:http://www.azarpajang.ir/post/3 شهیدمطهرى كه پرورده فكرى و همراه استادش علامه طباطبایى است، بسیارى از مباحث فلسفى علاّمه را در حوزه هاى اخلاق، اجتماع و سیاست، شرح و بسط مى دهد و اندیشه جدیدى را مطرح مى كند. وقتى كه شهیدمطهرى بنابر مقتضیات خاص، در سال 1331 به تهران مهاجرت مى كند، در عرض دو سال، مقدمه، شرح و پاورقى جلداوّل و دوم اصول فلسفه و روش رئالیسم را به اتمام مى رساند و سال بعد هم عضو هیأت علمى دانشكده الهیات دانشگاه تهران مى شود.(1) از آن زمان به مدت 20 سال در كنار تعلیم و تدریس در دانشگاه، همزمان در مدرسه مروى و نیز جل

شهیدمطهرى كه پرورده فكرى و همراه استادش علامه طباطبایى است، بسیارى از مباحث فلسفى علاّمه را در حوزه هاى اخلاق، اجتماع و سیاست، شرح و بسط مى دهد و اندیشه جدیدى را مطرح مى كند. وقتى كه شهیدمطهرى بنابر مقتضیات خاص، در سال 1331 به تهران مهاجرت مى كند، در عرض دو سال، مقدمه، شرح و پاورقى جلداوّل و دوم اصول فلسفه و روش رئالیسم را به اتمام مى رساند و سال بعد هم عضو هیأت علمى دانشكده الهیات دانشگاه تهران مى شود.(1) از آن زمان به مدت 20 سال در كنار تعلیم و تدریس در دانشگاه، همزمان در مدرسه مروى و نیز جلسات خصوصى و جلسات هفتگى در منازل افراد، علوم مختلف اسلامى بخصوص فلسفه اسلامى را تدریس مى كند. دوره اقامت وى در تهران، پربارترین دوره حیات ایشان است و تمامى خدمات ارزنده ایشان از تحقیق و تدریس و تألیف گرفته تا خطابه، وعظ، تبلیغ و كوشش در حل مشكلات و نابسامانى هاى اجتماعى در این دوره است.(2)

با این وجود در دهه 1330، به جز اصول فلسفه و روش رئالیسم و یكى دو كتاب دیگر، هیچ اثرى از وى منتشر نمى شود و تمام وقت و تلاش وى صرف تحقیق و مطالعه در مبانى فكرى اسلامى، تربیت، تهذیب روحى جوانان و ساختن افراد مى شود. استادمطهرى با همین پشتوانه فكرى و اسلامى، در دهه 1340 كه جولانگاه اندیشه ها و جریانهاى فكرى است، با تمام قوا به صحنه مى آید و ضمن نقد و ردّ جریانها و اندیشه هاى مادى و التقاطى، طرح گسترده معارف اسلامى را ارائه مى دهد.

وى كه در بنیادهاى فلسفى پیرو استادش علاّمه طباطبایى و بر مشرب صدرایى است، به مقتضاى زمان، مسایل و مشكلات نسل جوان مشى مى كند و در زمینه احساس تكلیف و رسالتش، چنین مى نویسد:

این بنده از حدود بیست سال پیش كه قلم به دست گرفته، مقاله یا كتاب نوشته ام تنها چیزى كه در همه نوشته هایم آن را هدف قرار داده ام، حل مشكلات و پاسخگویى به سؤالاتى است كه در زمینه مسایل اسلامى عصر ما مطرح است.(3)

با اینكه كتابها و آثار ایشان در موضوعهاى گوناگون و در شرایط متفاوت نوشته شده، به تعبیر خودش هدف كلى همه آنها یك چیز بوده است و آن اینكه دین اسلام ناشناخته است و حقایق آن در اثر تعلیمات غلط، براى مردم واژگونه جلوه مى كند و استاد وظیفه خود مى داند كه در این میدان وارد شود و انجام وظیفه كند.(4)

شهیدمطهرى در تهران علاوه بر تدریس و تحقیق، با مجامع اسلامى و روشنفكران مبارز مانند انجمنهاى اسلامى مهندسین، پزشكان و دانشگاهیان آشنا بود و برایشان سخنرانى مى كرد.

وبلاگ مجاهد - Www.Mojahed12.MihanBlog.Com

جمع همفكران وى مانند شهیدبهشتى، شهید باهنر، آیت الله طالقانى و برخى از روشنفكران مذهبى با هم، جلسه ها و نشستهایى داشتند. در دهه 1330 جلسات ماهانه اى تحت عنوان «گفتار ماه» تشكیل مى شد(5) كه اغلبِ سخنرانیهاى سطح بالا بود و حاصل آن سه جلد كتاب به نام گفتار ماه بود كه با تفكر و مطالعه زیاد تهیه شده بود.(6) حتى كتاب بحثى پیرامون مرجعیت و روحانیت نیز مجموعه مقالاتى است كه حاصل هم فكرى جمعى است و در جلسات و گردهمائى هاى علمى و مذهبى و با طرح و برنامه مشخص تدوین شده است.(7)

با این برنامه هاى متراكم و فشرده، شهیدمطهرى بین قم و تهران رفت و آمد مى كرد و ضمن زیارت امام خمینى(قدس سره) و علامه طباطبایى، حلقه اتصال و ارتباط مجامع اسلامى و روشنفكرى مخالف رژیم با قم بود و با همفكرانش در قم نیز همكارى مى كرد. در سال 1336، آقاى هاشمى رفسنجانى به همراه جمعى دیگر از فضلاى حوزه علمیه قم، نشریه اى علمى ـ اجتماعى به نام «مكتب تشیع» منتشر مى كنند كه شهیدمطهرى از تهران براى آن مقاله مى فرستد و روند آن را زیرنظر دارد.(8) در سال 1337 نیز مجله علمى و دینى «درسهایى از مكتب اسلام» با همكارى جمعى دیگر از علما و فضلاى حوزه منتشر شد(9) كه مقاله هاى خوبى در زمینه مسایل اسلامى داشت و مورد تأیید و حمایت آیت الله بروجردى بود. این مجلّه هم دور از نگاه تیزبین شهیدمطهرى نبود و وى ضمن اظهار مسرّت از انتشار آن، مقاله هاى آن را به دقت زیرنظر داشت و گاه در جلسه هیأت تحریریه آن شركت مى كرد. در همین ایام، شهید مطهرى، كتاب داستان راستان خود را منتشر مى كند و داستانها و سرگذشتهاى اسلام را به بیانى شیوا و شیوه اى بدیع مطرح مى كند.

بنابراین، همكارى و همفكرى علما و روحانیون كه شخصیتهاى وزین علمى و اجتماعى بودند، موجب نشر هرچه بیشتر افكار اسلامى مى شد و در شرایطى كه رژیم پهلوى در سالهاى پس از كودتا، مشغول تحكیم مواضع نظامى و پلیسى خود و سركوب مخالفان بود، جریان فقاهتى ـ ولایتى در سایه رهبرى امام و شخصیتهاى متفكر و اندیشمندى همچون شهید مطهرى و به كمك انتشارات نوپاى مكتب تشیع و مكتب اسلام و تلاشهاى استادان و دانشجویان متدین و طلاب جوان، فعالیتهاى سازنده اى داشتند كه آثار این تلاشهاى فكرى در جریان انقلاب اسلامى (در دهه هاى 40 و 50) آشكار شد.(10) مردم در اثر این تعلیمات، نشاط مى گرفتند و با تحلیلهاى متناسب با زمان، براى پذیرش مسئولیت ایجاد نهضت اسلامى آمادگى و پرورش پیدا مى كردند كه آثار آن در سال 1341 با شروع مبارزه امام خمینى(قدس سره) تجلّى كرد.

پی نوشتها:

1- سیرى در زندگانى استاد مطهرى، ص 32.

2- همان، ص 33.

3- مطهرى، عدل الهى، ص 8.

4- همان.

5- جاوید موسوى، پیشین، ص 143، مصاحبه واعظ زاده، ص 219، مصاحبه شهید بهشتى و نیز دوانى، پیشین، ص 25 و سیرى در زندگانى استاد، ص 65.

6- دوانى، پیشین، ص 25.

7- جاوید موسوى، پیشین، صص 220ـ219، مصاحبه شهید بهشتى.

8- همان، ص 58، مصاحبه هاشمى رفسنجانى و نیز سیرى در زندگانى استاد مطهرى، ص 12، مقاله هاشمى رفسنجانى.

9- على دوانى، پیشین، صص 27 ـ 26.

10- سیرى در زندگانى استاد مطهرى، صص 14ـ12.

منبع: كتاب درآمدى بر مبانى فكرىانقلاب اسلامى

]]>